عادت داریم بعد از درگذشت دوستان یا آشنایان ابراز یاس بکنیم

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست     من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر 1391ساعت 11:34  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
السلام علیک یا رسول الله 

السلام علیک یا نبی الله 

السلام علیک یا خیر خلق الله 

یا حجه الله علی خلقه 

یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله 

و قدمناک بین یدی حاجاتنا  

یا وجیها عندالله  

اشفع لنا عندالله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 21:20  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم 

   

اراده ی الهی برتر از اراده ی جهانیست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی 1393ساعت 20:39  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
همه آنچه یک جوان ۲۰ ساله از خدا می خواهد +عکس

همه آنچه یک جوان ۲۰ ساله از خدا می خواهد +عکس

این جوان که در زمان نگارش این خطوط تنها بیست و اندی سال دارد، تمام خواسته هایش از خدای خود چنین بیان کرده است.

به گزارش «دیارباران»، «مسلم اسدی رازی» به سال ۱۳۴۴ شمسی متولد شد. «حضرت روح الله» که از تبعید بازگشت، او تنها ۱۳ سال داشت. به مجرد آن که توانست، پای خود را به جبهه های جنگ رساند و به جمع پاسدارانِ «لشکر۱۰ سیدالشهدا(صلوات الله علیه و آله)» ملحق شد. «مسلم» برادری به نام «محمدرضا» داشت که گرچه پنج سال کوچک تر از خودش بود اما، در پرواز به عرش، گوی سبقت را از برادرش ربود و در در «عملیات کربلای۵» جاودانه شد.

 «مسلم اسدی رازی» ۸۳ روز پس از شهادت برادرش، در حالی که معاونت فرماندهی «گردان حضرت علی اکبر (علیه السلام)» از «لشکر۱۰ سیدالشهدا(صلوات الله علیه و آله)» را بر عهده داشت، به تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۶۶ شمسی، پای بر بساطِ «عندربهم یرزقون» نهاد.

یادداشتی که پیش رو دارید، یک سال و چند روز قبل از شهادت «مسلم» توسط او در دفترچه یکی از همرزمانش به یادگار، ثبت شده است. جوانی که در زمان نگارش این خطوط تنها بیست و اندی سال دارد و باید در سر آرزوهایی دور و درازی بپروراند، تمام خواسته هایش از خدای خود چنین بیان کرده است. این است ثمره ی درختی که با اشک چشم بر «سیدالشهدا» و حضرت علی اکبر»(صلوات الله علیهما) آبیاری شده باشد:

بسمه تعالی

السلام علیک یا ثارالله

از من خواستن که بنویسم. نمی دانم چه باید بنویسم. تصمیم گرفتم هرچه دلم از خدا می خواهد به روی کاغذ بیاورم. خدایا! شهادت را نمی توان با جبهه آمدن به دست آورد بلکه با اخلاص در عمل به دست می آید. از خدا اخلاص در عمل بدون ریا و کبر و غرور، کینه، حسد و هر چه که مرا از تو دور می کند از من دور کن. خدایا! تو را به قلب پاک و خالص این عزیزان [هم رزمان بسیجی]، قلب مرا به نور ایمان روشن کن و شهادت را نصیب من کن.

همه آنچه یک جوان 20 ساله از خدا می خواهد +عکس همه آنچه یک جوان 20 ساله از خدا می خواهد +عکس همه آنچه یک جوان 20 ساله از خدا می خواهد +عکس
متن درون کادر قرمز، پس از شهادت «مسلم» به دفترچه اضافه شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 19:13  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 

همه چیز درباره وحشت و عذاب قبر

خبرگزاری شبستان: عقبه دوم پس از مرگ « ضَغطَه و فشار قبر» است و آن عقبه اى است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ مى کند.

گروه قران و معارف خبرگزاری شبستان:  یکى از منازل هولناک سفر آخرت ، قبر است که در هر روز مى گوید: انا  بیت الغربه ، انا بیت الوحشه، منم خانه غربت، منم خانه وحشت .

عقبه اول وحشت قبر است؛

 در کتاب من لا یحضره الفقیه است که چون میت را به نزدیک قبر آورند  فورا او را داخل قبر نکنند زیرا براى قبر هولهاى بزرگ است. میت را نزدیک قبر بگذارند و اندکى صبر کنند تا آماده دخول شود؛ پس اندکى او را پیشتر برند و اندکى صبر کنند. آنگاه او را به کنار قبر برند.

مجلسى اول در شرح آن فرموده: هر چند روح از بدن مفارقت کرده است و روح حیوانى مرده است اما نفس ناطقه زنده است و تعلق او از بدن کاملا زایل نشده و خوف ضغطه قبر و سؤ ال منکر و نکیر و عذاب برزخ هست تا آنکه براى دیگران عبرت باشد و بیندیشد که چنین حادثه اى در پیش دارند.

و در حدیثی از حضرت امام موسى کاظم علیه السلام منقول است که فرمودند: چون میت را به کنار قبر مى برى ساعتى او را مهلت ده تا استعداد سؤ ال منکر و نکیر بیابد.

و روایت شده از براء بن عازب که یکى از معروفین صحابه است که ما در خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله بودیم که نظرش به جماعتى افتاد که در محلى جمع گشته بودند. پرسید براى چه مردم اجتماع کرده اند؟ گفتند براى کندن قبر جمع شده اند. براء گفت : چون حضرت اسم قبر را شنید در رفتن به سوى آن شتاب کرد تا خود را به قبر رسانید پس کنار قبر به زانو نشست. من به طرف دیگر مقابل روى آن حضرت رفتم تا ببینم چه کار مى کند، دیدم بشدت گریست آنگاه رو به ما کرد و فرمود: اخوانى لمثل هذا فاءعدوا یعنى اى برادران من، براى خود چنین جائى تهیه کنید و آماده شوید.

شیخ بهائى نقل کرده که بعضى از حکما را دیدند که در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مى خورد. به او گفتند که این چه حالى است که از تو مشاهده مى شود؟ گفت چه گمان مى برید به کسى که به سفرى طولانى مى رود و بدون مونس به قبر وحشتناکى وارد مى شود و به حضور حاکم عادلى مى رود که حجتى ندارد؟

و قطب راوندى روایت کرده که حضرت عیسى (ع) پس از مرگ مادر خود مریم را صدا زد و گفت : اى مادر! با من سخن بگو؛ آیا مى خواهى که به دنیا برگردى ؟ گفت : بلى براى آنکه در شب بسیار سرد، براى خدا نماز گزارم و در روز بسیار گرم ، روزه بگیرم . اى پسر جان ! این راه بسیار خطرناک است .

و روایت شده که حضرت فاطمه صلوات الله علیها در وصیت خود به امیرالمؤ منین صلوات الله علیه گفت : چون من وفات کردم خودت مرا غسل بده و تجهیز کن و نماز گزار و مرا داخل قبر کن و در لحد بسپار و خاک بر روى من بریز و نزد من بنشین  و قرآن و دعا براى من بسیار بخوان ؛ زیرا که آن ساعت وقتى است که مرده محتاج به اءنس گرفتن با زنده است .

و سید بن طاووس رحمه الله علیه از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: ساعتى سخت تر از شب اول قبر بر میت نمى گذرد پس با صدقه دادن،  به مرده خود رحم کنید و اگر چیزى نیافتى که صدقه بدهى یکى از شما دو رکعت نماز گذارد و در رکعت اول فاتحه الکتاب را یک مرتبه بخواند و قل هو الله دو مرتبه و در رکعت دوم فاتحه را یک مرتبه اءلهیکم التکاثر را ده مرتبه و سلام دهد و بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد وابعث ثوابها الى قبر ذلک المیت فلان بن فلان پس حق تعالى همان ساعت هزار ملک به سوى قبر آن میت مى فرستد و با هر ملکى جامه اى و حله اى ، و تنگى قبر او را وسعت مى دهد تا روز نفخ صور و به نمازگزار به عدد آنچه آفتاب بر آن مى تابد حسنات مى دهد و چهل درجه مقامش را بالا مى برد.

« نماز دیگر»

براى برطرف کردن وحشت قبر از میت مستحب است نمازگزار دو رکعت نماز گزارد در رکعت اول حمد و آیه الکرسى و در رکعت دوم حمد و ده مرتبه انا انزلناه را بخواند و چون سلام دهد بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الى قبر..( نام میت را بگوید.)

از کارهائى که براى وحشت قبر سودمند است آنکه رکوع نماز را کامل کند. چنانکه از حضرت امام محمد باقرعلیه السلام روایت شده که کسى که رکوع نماز خود را تمام کند گرفتار وحشت قبر نمى شود.

و نیز آنکه در هر روز صد مرتبه بگوید: لا اله الا الله الملک الحق المبین تا بوده باشد براى او امانى از فقر و از وحشت قبر و به سوى خود توانگرى را بکشد و گشوده شود درهاى بهشت چنانکه در خبر وارد شده است .

و نیز آنکه بخواند سوره یس را پیش از آنکه بخوابد، و بخواند نماز لیله الرغائب را؛ و آین نماز با بعضى از فضایل آن در مفاتیح الجنان در اعمال ماه رجب ذکر شده .

و هر که عیادت کند مریضى را حق تعالى بر او ملکى مى گمارد که او را در قبر تا روز ورودش به محشر عیادت کند.

و از ابوسعید خدرى منقول است که گفت : شنیدم که حضرت رسول صلى الله علیه و آله به على علیه السلام مى فرمود: یا على شاد شو و مژده بده که براى شیعه تو وقت مردن نه حسرتى است و نه وحشت قبر و نه اندوهى در روز نشور.

عقبه دوم ؛ ضَغطَه و فشار قبر

و آن عقبه اى است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ مى کند.

قال امیرالمؤ منین علیه السلام: یا عباد الله ما بعد الموت لمن لا یغفر له اشد من الموت القبر فاحذروا ضیقه و ضنکه و ظلمته و غربته ؛ ان القبر یقول کل یوم انا بیت الوحشه انا بیت الدود، و القبر روضه من ریاض الجنه او حفره من حفر النار – الى ان قال – و ان معیشه الضنک التى حذر الله منها عدوه عذاب القبر؛ انه یسلط على الکافر فى قبره تسعه و تسعین تنینا فینهشن لحمه و یکسرن عظمه یترددن علیه کذلک الى یوم یبعث ؛ لو ان تنینا منها نفخ فى الارض لم تنبت زرعا. یا عباد الله ان انفسکم الضعیفه و اجسادکم الناعمه الرقیقه التى یکفیها الیسیر تضعف عن هذا.

 و روایت شده است که حضرت صادق علیه السلام در آخر شب که از خواب بر مى خاست صدا را بلند مى نمود به حدى که اهل خانه بشنوند و مى گفت : اللهم اعنى على هول المطلع و وسع على ضیق المضجع و ارزقنى خیر ما قبل الموت و ارزقنى خیر ما بعد الموت .

و از دعاهاى آن حضرت است : اللهم بارک لى فى الموت ، اللهم اعنى على سکرات الموت ، اللهم اعنى على غم القبر، اللهم اعنى على ضیق القبر، اللهم اعنى على ظلمه القبر اللهم اعنى على وحشه القبر، اللهم زوجنى من الحور العین .

بدان که عمده عذاب قبر از بى توجهى به نجاسات و سخن چینى و غیبت و دور شدن مرد از خانواده خود است. و از روایت سعد معاذ استفاده مى شود که بدخلقى مرد با خانواده خود و درشت گوئى با آنها، سبب فشار قبر مى شود.

و در روایتى از حضرت صادق علیه السلام مرویست که هیچ مؤ منى نیست مگر آنکه از براى او فشار قبر است.

و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که هر مؤمنى که برادر مؤمنش از او چیزى بخواهد و او توانایى داشته باشد که خواسته او را بر آورد ولى چنین نکند خداوند در قبر مار بزرگى را بر او مسلط مى کند تا همیشه انگشتان او را بگزد.

چیزهایى که باعث نجات از فشار قبر است :

و اما چیزهایى که سبب نجات از فشار قبر و عذاب آن است بسیارند و ما در اینجا به چند مورد اکتفا مى کنیم .

اول : از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام روایت شده که هر که در هر جمعه سوره نساء بخواند از فشار قبر ایمن مى شود.

دوم : روایت شده که هر که به خواندن سوره زخرف ادامه دهد حق تعالى او را در قبرش از جانوران زمین و از فشار قبر ایمن گرداند.

سوم : از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که بمیرد ما بین زوال روز پنج شنبه تا زوال روز جمعه حق تعالى او را از فشار قبر پناه دهد.

چهارم : از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که فرمود بر شما باد به نماز شب ، نیست بنده اى که آخر شب برخیزد و بجا آورد هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر و در قنوت وتر هفتاد مرتبه استغفار کند تا آنکه او را از عذاب جهنم و قبر پناه داده شود و عمرش ‍ طولانى و زندگیش وسیع گردد.

پنجم : از حضرت رسول صلى الله علیه و آله مرویست : هر که (الهیکم التکاثر) را در وقت خواب بخواند، از عذاب قبر نگه داشته شود.

ششم : آنکه در هر روزى ده مرتبه  « اعددت لکل هول لا اله الا الله ….» را  تا آخر بخواند، از عذاب قبر نگه داشته شود.

هفتم : آنکه در نجف اشرف دفن شود، زیرا از خواص تربت شریف آن است که عذاب قبر و حساب منکر و نکیر از کسى که در آن مدفون شود ساقط مى شود.

آنکه روز اول رجب ده رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید تا از فتنه قبر و عذاب روز قیامت محفوظ بماند. و در شب اول ماه رجب بعد از نماز مغرب، بیست رکعت با حمد و توحید خواندن براى رفع عذاب قبر نافع است .

 : آنکه چهار روز از ماه رجب روزه بگیرد، و همچنین است روزه گرفتن دوازده روز از شعبان .

: از چیزهائى که سبب نجات از عذاب قبر است خواندن سوره (تبارک الملک ) است بالاى قبر میت ؛ چنانکه قطب راوندى از ابن عباس ‍ نقل کرده که مردى خیمه اى روبروى قبرى بر پا کرد و ندانست که آن ، قبر است ؛ پس خواند سوره (تبارک الذى بیده الملک ) را. آنگاه شنید صیحه زننده اى که گفت : این سوره نجات بخش است . پس این مطلب را به حضرت رسول صلى الله علیه و آله عرض کرد. آن حضرت فرمود: آن سوره نجات دهنده از عذاب قبر است و شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: سوره ملک مانعه است ، یعنى از عذاب قبر منع مى کند و موارد دیگر .

عقبه سوم سؤ ال منکر و نکیر است در قبر

از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: کسى که سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست. آن سه چیز عبارتند از: معراج ، سؤ ال در قبر و شفاعت.

و روایت شده که آن دو ملک به هیئت هولناک بیایند صداى ایشان مثل رعد غرنده و چشمهایشان مثل برق خیره کننده باشد؛ سؤ ال کنند که پروردگارت کیست ؟ و پیغمبرت کیست ؟ و دینت چیست ؟ و نیز سؤ ال کنند از ولى و امام او، پس در آن حال چون جواب دادن بر میت سخت و محتاج است به کمک، لاجرم براى مرده دو جا تلقین ذکر کرده اند: یکى وقتى که او را در قبر مى گذارند و بهتر آن است که ، به دست راست، دوش راست ، و به دست چپ ، دوش چپ او را بگیرند و حرکت دهند و تلقین کنند. و دیگر وقتى که او را دفن کردند، مستحب است که ولى میت یعنى نزدیکترین خویشان او بعد از آنکه مردم از سر قبر او برگردند نزد سر میت بنشیند و با صداى بلند او را تلقین کند.

علامه مجلسى در محاسن به سند صحیح از امام صادق یا امام باقر علیهماالسلام روایت کرده است که چون مؤ من مى میرد با او در قبرش شش ‍ صورت داخل مى شود یکى از آنها خوشروتر و خوشبوتر و پاکیزه تر از باقى صورتهاست ، پس یکى در جانب راست و یکى در جانب چپ و یکى در پیش رو و یکى در پشت سر و یکى در پائین پا مى ایستند و آنکه خوش ‍ صورت تر است در بالاى سر؛ پس سؤ ال یا عذاب از هر جهت که مى آید آنکه در آن جهت ایستاده است مانع مى شود پس آنکه از همه خوش ‍ صورت تر است به سایر صورتها مى گوید: شما کیستید؟ خدا از جانب من شما را جزاى خیر دهد. صاحب طرف راست مى گوید: من نمازم . صاحب جانب چپ مى گوید: من زکاتم . آنکه در پیش روى است مى گوید: من روزه ام . آنکه در عقب سر است مى گوید: من حج و عمره ام . و آنکه در پایین پا است مى گوید: من بِر و احسان به برادران مؤ منم . پس آنها به او مى گویند: تو کیستى که از همه ما بهتر و خوشروتر و خوشبوترى ؟ مى گوید: من ولایت آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستم.

و شیخ صدوق در فضیلت روزه شعبان روایت کرده که هر که نُه روز از آنرا روزه بگیرد منکر و نکیر وقت سئوال به او مهربانى مى کنند. و از حضرت باقر (ع) روایت شده که براى کسى که شب بیست و سوم ماه رمضان احیاء بدارد و صد رکعت نماز بخواند خداوند هول و هراس از نکیر و منکر را از او برطرف مى کند.

منبع: منازل الآخره (حکایات و روایات مرگ و عالم پس از مرگ ) شیخ عباس قمی /

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی 1393ساعت 13:29  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
خدایا موجوداتی بنام انسان که خلق کردی  

                                          هیچ وقت بحال خود وامگذار 

                                         آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم دی 1393ساعت 19:57  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
یا محمد(ص)  اگر الان بودی 

 در بین این همه تبعیض و بی عدالتی 

حق کشی مظلوم کشی  ،

با ابولهب ها و ابوسفیانها و ابوجهل ها  

 و ظالمان این زمان چکار میکردی 

انصار کجایند؟  

مهاجر در عذابند. 

بلال کجاست؟ 

سلمان فارسی کجاست خندق را تدبیر کند 

یا محمد یا محمد  

 ظلم بی حد است  

  دلها نگران است  

تنها رنجور است 

مظلوم بی پناه است  

 ظالم بی رحم است  

حق را در باطل ، باطل را در حق مخلوط کرده اند 

تلبسون الحق بالباطل 

فرزندت را بفرست  

                        مهدیت (عج)  را بفرست  

.......... نقطه چین ها دنیایی از تظلم خواهیست 

خود می خوانی خود میدانی  

                                     برس برس برس  

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم دی 1393ساعت 18:31  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 

چهار ذکر اثرگذار در زندگی

تکرار و مداومت داشتن بر چهار ذکری که در قرآن وارد شده است تاثیر بسیار زیادی در آرامش روح دارد.

خداوند در قرآن برای از بین بردن مسائل فکری در زندگی اذکاری را برای بندگان قرار داده است که اگر به این اذکار دقت کافی و عقیده داشته باشیم و از ته دل آنها را بیان کنیم؛ بدون تردید در آرامش ذهن و زندگی ما اثرگذار است.

امام صادق (ع) در این زمینه فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی‌برد!

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر “حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ” (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی‌برد.

در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر “لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِین” (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: “پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.” (سوره انبیاء آیه ۸۸)

در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر “افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد” (سوره غافر آیه ۴۴)… پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: “پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.” (سوره غافر آیه ۴۵)

در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر “ماشاءالله لا قوه الا بالله” پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: “مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود” فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.
انتهای پیام /ض
منبع:ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی 1393ساعت 11:15  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
سکوت  

          سکوت 

             سکوت 

 

 

 

س   ک  و  ت س س  

 

 

 

سسسسسس

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی 1393ساعت 10:40  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
جنایتکاران داعش در پی تحمل شکست‌های سنگین در دور جدید پیشروی نیروهای ارتش عراق به ضلوعیه به جنایت‌های وحشیانه روی آورده‌اند.

به گزارش سیفار به نقل از ابنا، نیروهای ارتش عراق در ماه اکتبر اکثر مناطق ضلوعیه را از دست تروریست‌های تکفیری داعش خارج کرده بودند ولی این تکفیری‌ها دوباره در یک پاتک اراضی از دست داده را به تصرف خود درآوردند.

براین اساس، نیروهای ارتش عراق تهاجم تازه خود را از دو روز گذشته شروع کرده و در چند جبهه مواضع داعش را مورد حمله قرار داده و یک رشته روستا در جنوب ظلوعیه را تصرف کردند.

در همین حال منابع امنیتی و نظامی کردند که نیروهای عراق پس از عملیات نظامی که در جریان آن چند منطقه را تحت کنترل خود درآوردند وارد ضمن ورود به منطقه ضلوعیه فرودگاه ضلوعیه را نیز آزاد کردند.

تکفیری‌های داعش که متحمل تلفات شدید از دور تازه حملات ارتش عراق متحمل شده‌اند برای بالابردن روحیه عناصر خود روی به جنایت‌های وحشیانه آورده‌اند.

این گروه تروریستی، در جدیدترین جنایت خود اقدام به اعدام دو تن از سربازان ارتش کرده است.

این دو سرباز که در ضلوعیه به اسارت داعش درآمده‌اند با شلیک مستقیم گلوله به شهادت رسیدند.

گروه تکفیری داعش که نامی از این دو سرباز منتشر نکرده اعلام کرده این دو سرباز شیعه بوده و به مجازات مرگ با شلیک مستقیم گلوله محکوم شده‌اند.

ضلوعیه یک شهر استراتژیک است که استان دیاله در شرق عراق را به استان صلاح الدین در شمال وصل می‌کند.

نیروهای عراق روز یکشنبه تحت حمایت قبایل سنی در شهر ضلوعیه واقع در شمال بغداد پیشروی کردند و این پیشروی تلاش تازه‌ای برای بیرون راندن گروه داعش از شهر محسوب می‌شود.

نیروهای ارتش عراق روز یکشنبه سرانجام از سمت شمال و تحت حمایت نیروی هوایی وارد شهر ضلوعیه شدند و فرودگاه ضلوعیه را به کنترل خود درآوردند.

یک افسر ارتش نیز با تایید این خبر گفت: نیروهای مسلح وارد ضلوعیه شده و در حال تحکیم مواضع خود هستند.

 

انتهاي پيام/

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم دی 1393ساعت 19:7  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
اینجا چیزهایی می بینی که در تاریخ بشریت  

                            به چشم نخورده

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی 1393ساعت 18:32  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
امام رضا ع) فرمود: با وجود اینکه سرتا پای فرعون غرق در سلاح و زره بود و طبق قاعده می بایست پس از غرق شدن به قعر دریا می رفت ولی امواج دریا بدنش را به ساحل بلندی افکندکه این خود معجزه بود هنوز هم پس از قرنها بدن مومیایی شده ی فرعون را در موزه ی قاهره تماشا میکنند هرچند بیشتر مردم از حوادث تاریخ عبرت نمی گیرند
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم دی 1393ساعت 18:23  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
مراسم باشکوه عزاداری بمناسبت ارتحال نبی مکرم اسلام

و سبط اکبرش

امشب در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) پارابیجار

ساعت 21

                              با مداحی حاج داود همایون

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت 17:43  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
مینویسم ایکاش این صفحات ماندگار باشند واین خاطرات تکرار نشدنی.

دست بلند کرد سوار کردم همین الان.

 همسایه بود تا سوار شد:

 ...و ...و.... گفت و گفت

حالم بهم خورد گفتم آدم باش مثل آدم صحبت کن

 یعنی این کلمات را بکار نبری مفهوم منتقل نمی شود؟

 روزگارت نمی گذرد؟

ای لعنت به این.... که آدم ندیدم

............................................................

         ....................................               

                    ...............           

غیر از این صفحات کسی نیست حرفم را بگویم

ای صفحات بیجان و بی احساس شدی همدم من  حداقل تو ادب داری

 شرم داری

حیا داری

حجاب داری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آذر 1393ساعت 17:3  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
استغفرالله

             استغفرالله

                          استغفرالله

                                      استغفرالله

                         استغفرالله

              استغفرالله

       

استغفرالله استغفرالله استغفرالله اسغفرالله

 

              

                  استغفرالله

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر 1393ساعت 21:54  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
انسانها چقدر متفاوتند.

                          آیا همه ی انسانها انسانند؟!

                                                                 یا بعضی از انسانها انسان نیستند؟

 چرا بعضیها وقتی یک مقدار قدرت به آنها دست میدهد جانی اند ، هیچ کس

را نمی شناسند

و

حاضرند زندگی دیگران را نابود کنند

و

در مقابل وقتی اندکی اوضاع به نفع طرف مقابل است

بنده ی او می شوند

مگر تو داعشی؟

نژاد ، اصل و اصالت - زبان ، جنس و قرابت

وقتی منشا تصمیم گیریها واقع می شوند

 

 

فاجعه به بار می آورند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر 1393ساعت 12:34  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
به تحسین نادان و پندار خویش

 

به تحسین نادان و پندار خویش

 

به تحسین نادان و پندار خویش 

 

به تحسین نادان و پندار خویش

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر 1393ساعت 18:21  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
تعز من تشائ

                     تذل من تشائ

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر 1393ساعت 19:9  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
سبحان الله سبحان الله سبحان الله

                                                 الحمدلله الحمدلله الحمدلله

 

لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 13:58  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
ج

          ه

                  ا

                        ن

                               ی

+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر 1393ساعت 18:14  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
دکتر محمد سرافراز طی حکمی امین صدیقی را به عنوان مشاور فرهنگی رئیس سازمان صدا و سیما منصوب کرد.

به گزارش سیفار، دکتر محمد سرافراز طی حکمی امین صدیقی را به عنوان مشاور فرهنگی رئیس سازمان صدا و سیما منصوب کرد.

در این حکم آمده است: «نظر به سوابق ارزشمند فرهنگی و رسانه‌ای و شایستگی‌های فردی و مدیریتی، طی این حکم به عنوان مشاور فرهنگی رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌شوید. امیدواریم در مأموریت‌های محول، مانند همیشه پرتلاش و کوشا باشید.»

وی که دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی است افزون بر 25سال پیشینه فعالیت و مدیریت فرهنگی و رسانه‌ای، حدود 20سال همکاری و همراهی با دکتر محمد سرافراز در معاونت برون‌مرزی و تألیف و ترجمه کتاب‌ها و مقالاتی در زمینه شعر و ادب را نیز در کارنامه خود دارد.

صدیقی پیش از این مشاور فرهنگی معاون برون‌مرزی و مدیر مرکز فیلم و سریال این حوزه بوده است. در دوران حضور وی چندین سریال برای شبکه‌های «آی‌فیلم» و «الکوثر» تولید شدند که همه مورد توجه قرار گرفتند، اما در میان این سریال‌ها، مجموعه «یادآوری» که برای شبکه آی‌فیلم تهیه شده بود، توانست درصد بالایی از مخاطبان را به خود جذب کند و این شبکه را به عنوان یکی از پربیننده‌ترین شبکه‌های تلویزیون در زمان پخشاین سریال تبدیل کند. از دیگر فعالیت‌های معاونت برون‌مرزی در زمان حضور صدیقی تهیه و تولید فیلم «امروز» سیدرضا میرکریمی بود که امسال به عنوان نماینده ایران در هشتاد و هفتمین مراسم اسکار حضور خواهد داشت.

حضور و تجربه امین صدیقی در حوزه برون مرزی صدا و سیما و همراهی وی با ریاست سازمان در معاونت برون‌مرزی، می‌تواند از این پس منشأ خدمات و گشایش‌های بسیار در زمینه تولیدات نمایشی در بخش‌های فرهنگی و هنری باشد.

شایان ذکر است، وی اصالتاً از شهر گرمی استان اردبیل می‌باشد.

اضافه میگردد جناب آقای صدیقی اصالتا از روستای القناب گرمی می باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت 17:37  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
به نقل از پیامک برادر عزیزمان جناب آقای معظمی :

2600 هکتار از محدوده ی شهر پارس آباد ،


100 هکتار از اصلاندوز ،100 هکتار


از بیله سوار و 500 هکتار


از گرمی متصل به منطقه ی آزاد تجاری شد.

 با سپاس از تمامی دست اندرکاران امر


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393ساعت 17:1  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
چقدر زود ؟؟!!!! 

                    اصلا فکرش را نمی کرد که امروز میمیرد.

یعنی کلا فراموش کرده بود که خواهد مرد .

                ارباب رجوعی با یادآوری یوم الحساب زیر...... نوشته بود

همین الان برای دوزخ و برزخ آماده ام

با پوزخند (همان تمسخر) نگاهی کرد و داد زد داد زد داد زد و داد زد

دقیقا براساس سفارش می خواست ضایع کند ضایع کند ضایع کند.....

   جناب مرگ اجازه نداد امشب او را با خودش برد

 ضعیفی اعلامیه ی جلوی در را دید گفت خداوند لعنتت کند ملعون.

 

البته به نفعش بود چون هر روز گناهش زیادتر میشد

 ان الانسان لفی خسر

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393ساعت 13:12  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
اگر برای امری درست به قرآن قسم بخوری مکروه است

                   قسم یا سوگند دروغ به قرآن از گناهان کبیره است  

حالا  :

       بقیه را نمی شود نوشت


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آبان 1393ساعت 17:46  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
اگر هر کسی به حقش قانع باشد 


مشکلی

            پیش

                   نمی آید


+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم آبان 1393ساعت 12:40  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
تبعیض تبعیز تبعیض

             تبعیض تبعیظ  تبعیض

                             تبعیض تبعیذ  تبعیض

                                              تبعیض بعیذ تبعیض

تبعیز تبعیظ تبعیض تبعیذ

+ نوشته شده در  شنبه دهم آبان 1393ساعت 18:14  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
همه هستند سینه می زنند زنجیر می زنند

           به یاد مظلومیت تو گریه میکنند اشک می ریزند

                      سلام بر تو یا اباعبدالله

                                                   سلام برتو ای کشتی نجات بشریت

                                سلام بر ارواحی که خودشان را فدای تو و اهداف تو کردند

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم آبان 1393ساعت 16:50  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
چگونه جگرگوشه امام حسین(ع) جان داد؟ استان » ۶ آبان ۱۳۹۳ كد خبر: 68475 | بدون ديدگاه | حضرت رقیه بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش توسط سپاه یزید به اسیری رفت. از درون خرابه‌های شام، صدای کودکی به گوش می‌رسید. همه آنهایی که در میان اسرا بودند، خوب می‌دانستند که این صدای رقیه، دختر کوچک امام حسین (ع) است. حسینیهساوالان خبر: شب سوم ماه بر اساس تاریخ، شب فاطمه صغیره حضرت رقیه(س) است. شب عبدالوهّاب بن احمد شافعى مصرى، مشهور به شعرانى (متوفّى به سال ۳۹۷ ق)، در کتاب المنن، باب دهم، نقل مى کند: نزدیک مسجد جامع دمشق، بقعه و مرقدى وجود دارد که به مرقد حضرت رقیّه علیهاالسلام دختر امام حسین علیه السلام معروف است. بر روى سنگى واقع در درگاه این مرقد، چنین نوشته است: «هذَا البَیْتُ بُقْعَهٌ شُرِّفَتْ بِآلِ النّبِىّ صلى الله علیه و آله و سلم وَ بِنْتُ الحُسَیْنِ الشَّهید، رُقَیَّه علیهاالسلام / این خانه مکانى است که به ورود آل پیامبر صلى الله علیه و آله سلم و دختر امام حسین علیه السلام، حضرت رقیّه علیهاالسلام شرافت یافته است»چگونه جگرگوشه امام حسین در غم دوری پدر، جان داد؟ به گواه تاریخ نگاران و مقتل نویسان رحلت شهادت‌ گونه حضرت رقیه (سلام الله علیها) اندکی پس از واقعه خونین کربلا در سال شصت و یکم هجری رخ داده است و در این هنگام وی سه یا چهار ساله بوده است. نخستین نکته شگفت درباره حضرت رقیه (سلام الله علیها)، شاید همین باشد که با چنین عمر کوتاهی، از مرزهای تاریخ عبور کرد و به جاودانگی رسید، آن گونه که برادر شیرخوارش علی ‌اصغر (علیه السّلام) به چنین مرتبه‌ای نایل شد. به عبارت دیگر یکی از جلوه‌ های رویداد بزرگ عاشورا تنوع سنی شخصیت‌های آن می‌باشد که از پایین‌ترین سن آغاز و به بالاترین سنین (حضرت حبیب‌ بن مظاهر) ختم می‌گردد. نکته قابل تأمل دیگر در بررسی این مهم آن است که در پدید آوردن این حماسه بی‌بدیل و شکوهمند تنها یک جنسیت سهیم نبوده، بلکه در کنار اسامی مردان و پسران جانباز و ایثارگر این واقعه، نام زنان و دختران نیز حضوری پررنگ و تابناک دارد. صائب و شدائدی را که رقیه (سلام الله علیها) از کربلا تا کوفه و از کوفه تا شام متحمل می‌شود، آنچنان تلخ و دهشتناک است که وجدان هر انسان آزاده و صاحبدلی را می‌آزارد و قلب و روح را متأثر و مجروح می‌سازد. تحمل گرمای شدید کربلا همراه با تشنگی، حضور در صحنه شهادت خویشاوندان، اسارت و ناظر رفتارهای شقاوت آلود بودن، آزار و شکنجه‌ های جسمی و روحی فراوان، دلتنگی برای پدر در خرابه شام و… نشانگر مصائب عظمایی است که یک کودک خردسال با جسم و روح لطیف خود با آن مواجه شده است. از دیگر سو همین قساوت سپاه یزید است که بر عظمت نهضت سترگ عاشورا می‌افزاید، زیرا حضرت امام حسین (علیه السّلام) با شناخت و پیش‌بینی تمام این مصائب و شدائد به قیام در راه احیاء دین جد بزرگوار خویش قد علم فرمود و چنین دشواری‌هایی نتوانست هیچ گونه خللی بر عزم استوار آن حضرت در راه آزمایش بزرگ الهی پدید آورد. رقیه (سلام الله علیها) برهان بزرگ دیگری است بر حقانیت قیام امام حسین علیه السّلام که تنها کسی می‌تواند چنین به مبارزه و مقابله با ستم برخیزد که مقصدی الهی داشته باشد، و رقیه (سلام الله علیها) برهان بزرگ دیگری است بر مظلومیت عترت پاک پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) و رسواکننده سیاهکارانی است که داعیه جانشینی رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) را سر دادند. رقیه (سلام الله علیها) برهان بزرگ دیگری است برای آن که اوج توحش و سنگدلی دژخیمان دستگاه بنی ‌امیه برای همیشه تاریخ به اثبات بماند، و رقیه (سلام الله علیها) فاتح شام و سفیر بزرگ عاشورا در این سرزمین است، و رقیه (سلام الله علیها) برهان بزرگ دیگری است بر این حقیقت بزرگ که حق بر باطل پیروز خواهد شد و اینک پس از قرن‌های متمادی آنان که به مرقد مطهر آن حضرت در شام مشرف می‌شوند به عینه تفاوت میان مقام و مرتبه این کودک سه ساله را با خلیفه جابری چون یزید درمی‌یابند. چگونه جگرگوشه امام حسین در غم دوری پدر، جان داد؟ حضرت رقیه بعد از شهادت امام حسین(ع) و یارانش در عصر عاشورا به همراه دیگر زنان بنی‌هاشم توسط سپاه یزید به اسیری رفت. از درون خرابه‌های شام، صدای کودکی به گوش می‌رسید. همه آنهایی که در میان اسرا بودند، خوب می‌دانستند که این صدای رقیه، دختر کوچک امام حسین (ع) است. او حالا از خواب بیدار شده بود و سراغ پدرش را می‌گرفت. انگار که خواب پدرش را دیده بود. یزید دستور داد سر امام حسین (ع) را به دختر کوچک نشان دهند و او را ساکت کنند، اما وقتی حضرت رقیه (ع) و امام حسین ع باز هم به هم رسیدند، اتفاق جانسوزی افتاد. این بار، پدر در سوگ رقیه نشست: چقدر بی‌تابی دخترم! این همه دلشکستگی چرا؟ مگر دست‌های کوچکت در امتداد نیایش عمه، تنها از خدا آمدن بابا را طلب نکرد؟ اینک آمده‌ام در ضیافت شبانه‌ات و در آرامش خرابه‌ات. کوچک دلشکسته‌ام! پیش‌تر نیز با تو بودم و می‌دیدمت. شعله بر دامان و سوخته‌تر از خیمه آه می‌کشیدی و در آمیزه خار و تاول، آبله و اشک، صحرای گردان را به امید سر پناهی می‌سپردی. مهربان دلشکسته‌ام! صبور صمیمی! مسافر غریب و کوچک من! مگر نگفتی که بابا که آمد، آرام می‌گیرم. این همه ناآرامی چرا؟ چگونه جگرگوشه امام حسین در غم دوری پدر، جان داد؟ مگر نگفتی بابا که آمد سر بر دامانش می‌گذارم و می‌خوابم؟ نه …، نه دخترکم نخواب! می‌دانم اگر بخوابی، دیگر عمه نمی‌خوابد. می‌دانم خواب تو، خواب همه را آشفته می‌کند. نه … نخواب دخترم! دخترم! بگذار لب‌های چوب خورده‌ام امشب میهمان بوسه‌ای باشد از پیشانی سنگ خورده‌ات؛ از گیسوی پریشان چنگ خورده‌ات؛ از شانه‌های معصوم تازیانه دیده‌ات؛ از صورت رنگ پریده سیلی خورده‌ات. بگذار امشب، مثل شب آرامش تنور بر زانوان زهرا آسوده بخوابم. نه دخترم! نخواب! بگذار بابا بخوابد. و چنین شد که رقیه (س)، هنگامی که سر پدر در آغوشش بود، جان سپرد. آرامگاه‎‎‎ ملکوتی‎ دخت‎ سه سـالـه امـام‎‎ سـوم شیعیان‎ در شام‎ کنـار بـاب‎ “الفـرادیـس” مابین‎ کوچه‎ های‎ تاریخی‎ و پر ازدحام‎ دمشـق‎ است‎‎ که‎‎ هر ساله بسیاری‎ از شیفتگان‎ اهل‎ بیت (علیهم السّلام) را از مناطق‎ مختلف‎ جهان‎ به‎ سوی‎ خود جلب‎ می‎ کند. پروردگارا حرم این فاطمه صغیره در سوریه را از شر دشمنان اسلام و شیعیان رهایی بخش.

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم آبان 1393ساعت 19:6  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 

تصاویری از روستاهای استان اردبیل

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 20:30  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 

عاشق شدن دختر سوری به پسر اردبیلی

سوری به انتظار بازگشت معشوق می نشیند. اما خبری نیست. از هر مسافری خبر می گیرد. اما هر امیدی به نا امیدی ختم می شود. تا اینکه سوری در آن زمان؛ تنهایی، به اردبیل می آید.

« جهنمده بیتن گول » رکورد دار بیشترین روزهای عاشقی

میهمان ناخوانده اردبیلی رکورد دار بیشترین روزهای عاشقی است.

دود پنجاه سال پیش، یک جوان اردبیلی به نام ایوب، در دوره سرباز معلمی خود، در دامنه کوه های الموت قزوین، با دختری آشنا شده و ارتباط عاطفی برقرار می کنند. نام این دختر سوری است. (احتمالا سوری مخفف یک اسم دیگری باشد) تا اینکه دوره سربازی پسر تمام می شود و وی به اردبیل باز می گردد. سوری به انتظار بازگشت معشوق می نشیند. اما خبری نیست. از هر مسافری خبر می گیرد. اما هر امیدی به نا امیدی ختم می شود. تا اینکه سوری در آن زمان؛ تنهایی، به اردبیل می آید. کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال یار سفره کرده می گردد. و او را “در خانه خود، کنار همسر” می یابد.

 

61871537378831490230

سوری از همان روز در اردبیل هست و میهمان ناخوانده این شهر شده است. او سوژه شعرها و شاعرانه های بسیاری در اردبیل شده است.

 یک بار گزارش- مصاحبه ای را از این پیر دختر کوچه های اردبیل نوشتم، اما استاد گزارش نویسی مان، جناب دکتر فرقانی، حاضر نشدند این گزارش  را به من برگردانند. برای همین گزارش بود که درس گزارش نویسی استاد فرقانی، بیست شدم.

 

به گزارش ایسنا، « جهنمده بیتن گول » حکایتی است واقعی از ماجرای عاشق شدن دختری (سوری) از روستای « الموت » یکی از توابع قزوین به یک پسر اردبیلی به اسم ایوب که ظاهرا” آنجا سربازمعلم (سپاه دانش) بوده است.

 این ماجرا حدود 30- 40 سال پیش اتفاق افتاده و این دختر خانم “هفتاد ساله (سوری) هم اکنون در اردبیل زندگی می کند، این حکایت را چند سال پیش مرحوم استاد “عاصم اردبیلی” یکی از شاعران برجسته معاصر به صورت نظم و در کمال زیبایی نوشته است.

این شعر بدون هیچ تردیدی شاهکار شاعر آن است. شاید دلیل جذابیت شعر، واقعی بودن داستان آن است. داستان از این قرار است که یک پسر اردبیلی در دوره سرباز معلمی خود، در دامنه کوه های الموت با دختری آشنا شده و ارتباط عاطفی برقرار می کنند.نام این دختر سوری است، تا اینکه دوره سربازی پسر تمام می شود و وی به اردبیل باز می گردد. سوری به انتظار بازگشت معشوق می نشیند، اما خبری نیست. از هر مسافری خبر می گیرد، اما هر امیدی به نا امیدی ختم می شود تا اینکه سوری به اردبیل می آید. کوچه به کوچه و خانه به خانه به دنبال یار سفره کرده می گردد و او را در خانه خود در کنار همسر می یابد.

سوری در اردبیل می ماند و گفته میشود که عشق این پسر او را دیوانه کرده است٫ عشق سوری زمینه ای می شود برای شاعر بسیار توانای اردبیلی مرحوم استاد عاصم اردبیلی تا شعری بسراید که به واقع  شاهکار است. (این شعر در مجموعه شعر قانلی سحر (سحرگاه خونین) به چاپ رسیده است)

 

جهنمده بیتن گول

 

فلکین قانلی الیندن بیر آتیلمیش یئره اندی

بیر فلاکت آنانین جان شیره سندن سودون امدی

بوللو نیسگیل شله سین چیگنینه آلتدی

تای توشوندان دالی قالدی

ساری گول مثلی سارالدی

گونو تک باغری قارالدی

درد الیندن زارا گلدی

گونو گوندن قارا گلدی

خان چوبان سیز سئله تاپشیرسین اوزون

یوردوموزا بیر سارا گلدی

بیر وفاسیز یار الیندن سانا گلمز یارا گلدی

بیر یازیق قیز جان الیندن جانا گلمز جانا گلدی

گئچه جکده “الموت” دامنه سیندن بورایا درمانا گلدی

بیر آدامسیز “سوری” آدلی الی باغلی دیلی باغلی !؟

 

سوری کیم دیر ؟

سورو بیر گولدی جهننمده بیتیبدیر

سورو بیر دامجی دی گوزدن آخاراق ئوزده ایتیبدیر

سورو یول یولچوسودور اگری ده یوخ ٫دوزده ایتیبدیر

سورو بیر مرثیه دیر اوخشایاراق سوزده ایتیبدیر

او کونول لرده کی ایتمیش دی ازلدن ادو گوزدن ده ایتبدیر

سوری بیر گوزلری باغلی اوزو داغلی سوزو داغلی

اولوب هاردان هارا باغلی !؟

 

بوشلایب دوغما دیارین اوموب البته یاریندان

ال ئوزوب هر نه واریندان

قورخمایب شهریمیزین قیشدا آمانسیز بورانیندان نه قاریندان

گزیر آواره تاپا یاندریجی دردینه چاره٫ تاپا بیلمیر

چوخ سئویر عشقی باشیندان آتا آمما٫ آتا بیلمیر

اوا باخ آوچی دالینجا قاچیر ! آمما چاتا بیلمیر

ایش دونوب لیلی توشوب چوللره مجنون سوراغیندا

شیرین الده تئشه داغ پارچالایر فرهاد اتورموش اوتاغیندا

تشنه لب قو نئجه گور جان وئری دریا قیراغیندا

وارلیغین سون اثری آز قالیر ایتسین یاناغیندا

سانکی بیر کوزدو بورونموش کوله وارلیق اوجاقیندا

کوزه ریر پیلته کیمین یاغ توکونیب دیر چراغیندا

بوی آتیر رنج چاغیندا قوجالیر گنج چاغیندا

بیر آدامسیز “سوری آدلی” الی باغلی دیلی باغلی !

 

سوری جان ! اومما فلکدن فلکین یوخدی وفاسی

نه قدر یوخدی وفاسی٫ او قدر چوخدی جفاسی

کوهنه رقاصه کیمین هر کسه بیر جوردی اداسی

او آیاقدان دوشه نی ایستر آیاقدان سالان اولسون

او تالانمیشلاری ایستر گونو گوندن تالان اولسون

او آتیلمیشلاری ایستر هامودان چوخ آتان اولسون

او ساتیلمیشلاری ایستر قول ائدرکن ساتان اولسون

 

نئیله مک قورقو بوجوردور

فلکین نظمی ازلدن اولوب اضدادیله باغلی

قاراسیز آغلار اولانمز

دره سیز داغلار اولانماز

اولوسوز ساغلار اولانماز

گره ک هر بیر گوزه له بیر دنه چیر کین ده یارانسین

بیری انسین یئره گویدن بیری عرشه اوجالانسین

بیری چالسین ال آیاق غم دنیزینده بیری ساحلده سئوینج ایله دایانسین

بیری ذلت پالازین باشه چکیب یاتسادا آنجاق بیری نین بختی اویانسین

بیری قویلانسادا نعمتلر ایچینده بیری ده قانه بویانسین

آی آدامسیز سوری آدلی ساچلاریندان دارا باغلی!

 

نئیله مک ایش بئله گلمیش “چور” گلنده گوله گلمیش

فلکین اگری کمانینده اولان اوخ آتیلاندا دوزه دگمیش

دیلسیزین باغری دلینمیش اگری قالمیش “دوز” اگیلمیش

اونو خوشلار بو فلک

ائل ساراسین سئللر آپارسین

بولبول حسرت چکه رک گول ثمرین یئللر آپارسین

“قیسی” چوللرده قویوب “لیلی” نی محملر آپارسین

“خسرو”ی “شیرین” ایلن ال اله وئرسین “فرهاد”ین قامتین اگسین

باخاراق چرخ زمان نئشه یه گلسین کئفه دولسون

سوری لار سولسادا سولسون

بیری باش یولسادا یولسون

 

سیتقا بیر اولدوز اگر اولماسا اولدوزلار ایچینده بو سما ظلمته باتماز

داش آتان کول باشی قویموش داشینی اوزگه یه آتماز

سن یئتیشسن هدفه اوندا فلک مقصده چاتماز

داها افسانه یارانماز

سوری آی باشی بلالی زمانین قانلی غزالی

 

سوری بیر قوشدی خزان آیری سالیبدیر یوواسیندان

ال اوزوبدور آتاسیندان

جوجه دیر حیف اولا سود گورمه ییب اصلا آناسیندان

او زلیخا کیمی یوسف ایین آلمیر لباسیندان

بونا قانع دی تنفس ائله ییر یار هاواسیندان

درد وئرن درده سالیب آمما خبریوخ داواسیندان

آغلاییب سیتقایاراق بهره آپارمیر دوعاسیندان

او بیر آئینه دیر رسام چکیب اوستونه زنگار

اوندا یوخ قدرت گفتار ئوزو چیرکین دیلی بیمار

گنج وقتینده دل آزار

گوره سن کیمدی خطاکار!؟!

گوره سن کیمدی خطاکار!؟

 

این شعر به لحاظ پرداختن به یك موضوع بسیار ظریف در میان ادب دوستان از جایگاه ویژه ای بر خوردار است.

موضوعی عشقی واجتماعی كه در زمانهای نه چندان دوراتفاق افتاده وعاشقی پاكباز در دام عشقی نافرجام به قیمت از دست دادن همه چیز خود همچنان در كوی یار می گردد. سوری در نگاه هر بیننده ای یادآور سرگذشتی تلخ است.

عشق موهبتی الهی است وزندگی بدون عشق معنا ندارد هر كس به فراخور حال برداشتی متفاوت از عشق دارد ولی آن كه می داند عشق زیبایی است وسرسخت ترین قفل ها با كلید عشق ومحبت گشودنی است كسی را كه عشق را حقیر می شمارد وزندگی انسانی را به بازی می گیرد در نزد همه منفور وزشت است.

ماجرای سوری دل انسان را به درد می آورد و انسان را به تفكر وا می دارد. آنجا كه دختری پاك و بی آلایش از دامنه الموت دل از دیار خود می كند و به سوی عشقی كه او را رها كرده می شتابد، غافل از اینكه كسی را كه دل در گروی عشق او نهاده چند صباحی با حرفهای دروغین دل دختر بینوا را می رباید. بدین گونه عاشق كه در روستایی در الموت سپاه دانش ومعلم بوده و بعد از اتمام ماموریت دختر را رها كرده و به شهر خود اردبیل مراجعت می كند بعد از مدتی كه خبری بدست نمی آِید دختر رخت سفر برمی بندد و خانه و كاشانه خود را رها و رهسپار شهری غریب می شود. پرسان پرسان خانه عاشق را میابد و وقتی زنی جوان درب را به روی او می گشاید متوجه می شود كه عاشق سینه چاك او متاهل ودارای زن وفرزند می باشد. دیگر روی برگشتی ندارد و همچنان نسبت به عشق خود وفادار مانده و درهوای كوی یار عمر و جوانی را سپری می كند.

ماجرا به سرعت در میان اهالی پخش می شود و سوری مورد احترام اهالی اردبیل قرار می گیرد تا به امروز كه سالیان درازی گذشته و آن دختر زیبا و جوان اكنون پیر شده و غبار روزگار بر چهره رنج كشیده و رنجورش نشسته ولی همچنان در خیابانها و كوچه های شهر می گردد.

ماجرا سوری نقل محافل شده و مرحوم عاصم كفاش اردبیلی شاعر توانا در آفرینش شعر سوری این ماجرای غم انگیز عشقی را طوری به نظم كشیده كه هیچ اهل دلی نمی تواند آن را بخواند وتحت تاثیر قرار نگیرد.

شایان ذکر است سوری در آئین بزرگداشت مرحوم استاد عاصم اردبیلی که اسفند ماه سال گذشته در اردبیل برگزار شد، حضور یافت و از استاد عاصم اردبیلی که در آن زمان در قید حیات بود با اهدای دسته گلی تجلیل کرد و استاد عاصم نیز یک عدد سکه بهار آزادی به وی تقدیم کرد.

برای هدیه كردن محبت یك دل ساده وصمیمی كافی است تا ازدریچه یك نگاه پر مهر عشق را بتاباند ومهر را هدیه كند.

زندگی بی عشق بطالت است تمام دویدنی بی حاصل ؛حسرتی مدام

 

گزارش از : علی انوار

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مهر 1393ساعت 17:30  توسط کریم آقازاده دمیرچی  |