عادت داریم بعد از درگذشت دوستان یا آشنایان ابراز یاس بکنیم

عمر ما را مهلت امروز و فردای تو نیست     من که یک امروز مهمان توام فردا چرا

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم آذر ۱۳۹۱ساعت 11:34  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
شهیدی که برای همیشه مفقود الجسد ماند

وقتی گفتند حمید شهید شده گفتم :بهتر; الحمدلله… حالا دیگر می خوابد

اسفند ۶, ۱۳۹۳ 141371 نسخه چاپی

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا من از حمید، فقط چشم هایش را یادم می آید که همیشه قرمز بود… من دیگر سفیدی چشم های حمید را ندیده بودم. احساس می کردم این چشم ها دیگر سفیدی ندارند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا در ساعت ۱۱ شب چهارشنبه ۳ اسفند ۶۲ شروع عملیات خیبر بود که با بی سیم خبر تصرف پل مجنون (که به افتخارش پل حمید نامیده شد) در عمق ۶۰ کیلومتری عراق را اطلاع داد. آری او قائم مقام لشکر ۳۱ عاشورا حمید باکری بود که با تصرف  آن پل، دشمن متجاوز قادر نشد نیروهای موجود در جزایر را فراری دهد و یا نیروی کمکی برای آنها بفرستد در نتیجه تمام نیروهایش در جزایر کشته یا اسیر شدند و این عمل قهرمانانه فرمانده و بسیجی‌های شجاعش، ضمانتی در موفقیت این قسمت از عملیات بود.

 «تابناک» نوشت؛ عاقبت با دو روز جنگ شجاعانه در مقابل انبوه نیروهای زرهی دشمن فقط با نارنجک و آرپی جی و کلاش ولی با قلبی پر از ایمان و عشق به شهادت خودش و یارانش در حفظ آن پل مهم جنگیدند و در همان جا در ششم اسفند ماه به لقاء‌الله پیوسته و به آرزوی دیرینه‌اش، دیدار سرور و سالار شهیدان امام حسین (علیه السلام) نایل آمد.

حمید باکری همان کسی بود که آقا مهدی باکری راضی نشد جنازه اش را برگرداند و برای همیشه مفقود الجسد ماند. و این به آن جهت بود که باید حتی عدالت در برگرداندن جنازه مطهر شهدا رعایت می شد و اینچنین بود که نام باکری ها بر فراز آسمان ها شنیده می شود و هر چه از این سه برادر شهید بگوییم و بنویسیم کم است.
۴۷۶۶۶۴_۹۰۲

آنچه در ادامه می خوانید برش هایی از زندگی شهید حمید باکری به روایت همسرش می باشد.

 ۱- یک روز دیدم آمده دانشگاه دنبال من. چند بار همدیگر را آنجا دیده بودیم. برای من زیاد غیرعادی نبود که آمده. فقط وقتی که گفت آمده خواستگاری من، تعجب کردم. خنده ام گرفت، فکر کردم لابد شوخی می کند، منِ شلوغ کجا و حمیدِ ساکت و محبوب کجا! مطمئن بودم که خانواده ام هم زیاد راضی نیستند. خندیدم، گفتم: « باید فکر کنم، باید خیلی فکر کنم.» گفت: « اگر غیر از این بود سراغت نمی آمدم.»

 ۲- دفتری داشتیم که قرار گذاشته بودیم هرکسی هر موردی از آن یکی دید، در آن دفتر بنویسد. این دفتر همیشه از اشکالاتی که درباره من بود، پر می شد. حمید می گفت: « تو چرا این قدر به من بی توجهی! چرا هیچی از من نمی نویسی؟» چه داشتم که بنویسم؟… آن روزها هر بار که می خواست برود، بدجوری بی طاقتی نشان می دادم و گریه می کردم. تا اینکه یک بار رفتم سر وقت آن دفترچه یادداشت و دیدم نوشته هر وقت که می روم، به جای گریه بنشین برایم قرآن بخوان! این طوری هم خودت آرام می گیری، هم من با دل قرص می روم.»

 ۳- خانه ساده و کوچک، آن خانه قشنگمان را که به یاد می آورم، دلم از غرور و شادی پر می شود. ما برای شروع زندگی مان، از هیچ کس هدیه ای نگرفتیم؛ چون فکر می کردیم اگر هدیه بگیریم، بعضی چیزها تحمیلی وارد زندگی مان می شوند، حتی اسباب و اثاثیه ای را که به نظر ضروری می آیند، نگرفتیم. تمام وسایل زندگی ما همین ها بود: یکی دو تا موکت، یک کمد، یک ضبط و چند جلد کتاب، یک اجاق گاز دو شعله کوچک هم خریدم، که تا همین اواخر داشتم.

 ۴- همه می دانستند وقتی حمید از جبهه برگردد، امکان ندارد جای دیگری برود و فقط می توانند در خانه پیدایش کنند. تمام وقتش را می گذاشت برای من و بچه ها. سعی می کرد همان وقت کم را هم با ما باشد و حتماً یک کار مفید انجام بدهد. تمام این کارها را می کرد تا من آن لبخند رضایت را از او دریغ نکنم.

 ۵- یک بار گفت: « می آیی نماز شب بخوانیم؟ »گفتم: «بله» او ایستاد به نماز و من هم پشت سرش نیت کردم. نماز طولانی شد، من خسته شدم، خوابم گرفت، گفتم: « تو هم با این نماز شب خواندنت… چقدر طولش می دهی؟ من که خوابم گرفت، مؤمن خدا….» گفت: « سعی کن خودت را عادت بدهی. مستحبات، انسان را به خدا نزدیک تر می کند.»
۴۷۶۶۶۵_۱۶۷
۶- زندگی مان خیلی ساده بود. هیچ وقت از دنیا حرف نمی زدیم. اگر هم خریدن وسیله ای ضرورت پیدا می کرد، به ­خصوص بعد از به دنیا آمدن بچه ها، درست یک ربع قبل از رفتن حمید، از نیازم به آن وسیله می گفتم و او هم سریع می رفت می خرید و می آورد. همیشه به من می گفت: « درست زمانی برو خرید که واقعاً معطل مانده باشی.»

 ۷- حمید کسی نبود که بتوان او را ندیده گرفت. صبور و به معنای واقعی کلمه سنگ صبور بود. کسی بود که می توانستی راحت با او زندگی کنی و هرگز احساس ناراحتی نکنی. همیشه سعی می کرد همه ­چیز را خوب درک کند و سؤال به وجود نیاورد. احساس می کردیم او و مهدی به جایی رسیده اند که همان ارتباط با خداست. به روحیه توکل حمید که فکر می کنم، به این نتیجه می رسم که هر­چه به دنیا توجه کنیم، به جایی نمی رسیم، اما حمید با آن دست خالی و دل قرصش، این راه را خندان می رفت و این اصلاً شعار نیست. من کنارش بودم و این را در عمل درک کردم که چه توکلی داشت و چطور به ائمه عشق می ورزید. همچو آدمی هر کسی را، هر قدر هم که ضعف داشته باشد، دنبال خودش می کشد. من حالا افتخار می کنم که دنبال او کشیده شدم… . به من خیلی محبت داشت اصلاً یادم نمی آید با من بلند حرف زده باشد… وقتی اعتراض مرا می شنید، می گفت: « من آدم ضعیفی هستم، فاطمه! تو از آدم ضعیف چه انتظاری داری؟»

 ۸- تمام آنهایی که من و حمید را می شناسند، می گویند: « احساس می کنیم حمید خیلی سخت شهید شده.» نه اینکه دوست نداشته باشد شهید شود، نه، بلکه منظورشان این بود که او در اوج علاقه اش به من و بچه­ ها شهید شده و خودش هم این را خیلی خوب می دانسته است. نه او، که حاج همت هم… و حمید، حمید، حمیدِ من…
۴۷۶۶۶۶_۵۸۳

۹- حرفِ تربیت بچه ها که می شد، اصلاً از خودش حرف نمی زد و تمام فعل ها را مفرد ادا می کرد. یک بار عصبانی شدم و حتی کارمان به دعوا کشید، گفتم: «چرا همه اش می گویی تو؟ بگو با هم بزرگشان می کنیم!» گفت: « من یقین دارم که تنها بزرگشان می کنی.»

 ۱۰- من از حمید، فقط چشم هایش را یادم می آید که همیشه قرمز بود… من دیگر سفیدی چشم های حمید را ندیده بودم. احساس می کردم این چشم ها دیگر سفیدی ندارند. وقتی گفتند شهید شده، اولین چیزی که گفتم این بود که: « بهتر» گفتم: «الحمدلله… حالا دیگر می خوابد، خستگی اش درمی آید.»

۱۱- یک ­بار به حمید گفتم: « خوش به حال احسان که پدری مثل تو دارد.» گفت: « حسودی می کنی؟» گفتم: « برای اولین­بار می خواهم اعتراف کنم، آره حسودی می کنم.» گفت: «منظور؟» گفتم: «حیف نیست همچین پسری… بی پدر، بزرگ بشود؟» گفت: « من فقط برای احسان خودم جبهه نمی روم. من برای تمام احسان ها می روم.» این طوری نبود که به بچه اش بی علاقه باشد، او در اوج محبت و علاقه اش به آنها و من رفت.

۱۲- هجدهم بهمن رفت و آخرهای بهمن تماس گرفت. دیگر از یک زمان نامعین احساس شدنی که می گذشت، به ثانیه شماری می افتادم تا با همان سر و صورت و لباس و پوتین خاکی بیاید و بگوید: « اگر بدانی چه بوی گندی می دهم، فاطمه!» این روزها به خودم می گویم: « دیگر لیاقت شستن لباس هایش را هم ندارم.» همیشه به حمید می گفتم: «دلت می آید؟ بوی به این خوبی…» می گفت: « تو به این بوی گند، می گویی بوی خوب؟… هی هی… امان از دست شما زن ها!» نمی دانست که تا مدت ها همین لباس ها و همین بوها را نگه داشته بودم و پیش من از بهشتی ترین بوهای روی زمین بوده و هست.

۱۳- اول گفتند مهدی زخمی شده و بعد که مقدمه ها را چیدند و گفتند شهید شده و من خیلی رک گفتم: « نه. آقامهدی شهید نشده؛ حمید من شهید شده، من خودم می دانم.» …. فکر می کردم دیدن جنازه حمید خیلی برایم فاجعه آمیز است.

۱۴- احساسم این بود که حمید را برده اند ارومیه و من دارم پشت سرش می روم آنجا. در راه مرتب گریه می کردم. می گفتم: « باز تو دوان دوان رفتی و من دارم پشت سرت می آیم، چرا باز زودتر از من رفتی؟…» تازه آنجا [ارومیه] بود که خبر دادند حمید مفقود شده و جنازه ندارد. اصلاً فکرش را هم نمی کردم که ممکن است حمید جنازه نداشته باشد. بعد به خودم تسلی دادم که حمید می دانسته برای من سخت است جنازه اش را ببینم، برای همین شاید آرزو کرده مفقودالاثر باشد.

۱۵- اگر قرار بود یک بار دیگر زندگی کنم… باز با حمید باکری ازدواج می کردم… . باز بعد از شهادتش می رفتم قم… و باز افتخار می کردم که فقط چهار سال با حمید زندگی کرده ام و همه­ چیز را از او یاد گرفته ام. من حاضر نیستم این چند سال زندگی با حمید را با هیچ ­چیز گران بهایی عوض کنم. به آسیه هم همین را گفتم. حتی به او سپرده ام « هر­وقت یک حمید پیدا کردی با او ازدواج کن، ولی برو یک حمید پیدا کن!»

منبع: به مجنون گفتم زنده بمان

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 20:16  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
ین بردن چین وچروک در ۷ روز

این دستور گیاهی طبیعی چین و چروک صورت تان را از بین می برد.

http://media.jamnews.ir/medium1/1393/11/02/IMG10502908.jpgجام نیوز، این دستور گیاهی طبیعی چین و چروک صورت تان را از بین می برد.

مواد لازم :
۴ قاشق چای خوری وازلین
۲ قاشق چای خوری عسل
۲ عدد زرده تخم مرغ
۲ قاشق غذاخوری روغن زیتون یا بادام.

 

طرز تهیه :
۱ – وازلین را با استفاده از بخار آب مایع کنید. تنها چند دقیقه طول می کشد تا وازلین مایع شود
۲ – وقتی گرمای آن از بین رفت مواد دیگر را بریزید
۳ – هم زده تا صاف و یکدست شود
۴ – به آرامی روی پوست میمالیم و ماساژ می دهیم
۵ – بعد از نیم ساعت با دستمال مرطوب  پاک میکنیم

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۳ساعت 12:27  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
 

سبلان سومین قله بلند ایران ، به دلیل وجود دریاچه کوچکی در بالای قله آن همیشه مورد توجه کوهنوردان قرار می گیرد .

به گزارش سيفار به نقل از سبلانه، کوه سبلان سومین قله بلند ایران و یک کوه آتشفشانی غیر فعال است. ارتفاع قله این کوه ۴۸۱۱ متر است و در بالای قله آن دریاچه کوچکی قرار دارد.سبلان به خاطر آبگرم‌های طبیعی دامنه کوه، طبیعت تابستانی زیبا و پیست اسکی معروف الوارس مورد توجه گردشگران است.

 

انتهاي پيام/
 
+ نوشته شده در  شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 13:2  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
ای دل شکایتها نکن تا نشنود دلدار من 

                             ای دل نمی ترسی مگر از یار بی زنهار من

تو اگر زرنگاری باشد تو اگر توانگری باشد

تو اگر پولداری باشد

                               فقط به یاد داشته باش که

   خودش گفته

                 و نرید ان نمن علی الذین الستضعفوا فی الارض

                         نجعلهم ائمه و نجعلهم الوارثین 

                  

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 22:17  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
وقتی در برابر کسی قرار میگیری که چون طرف مقابل  

هم زبان اوست بجای قضاوت بیطرفانه کاملا 

در جای طرف مقابل تو قرار می گیرد و بجای او با تو مثل یک اسرائیلی 

 یا افغانی رفتار می کند  

( البته کمتر گفتم بلکه تو را به عنوان قاتل پدرش میبیند) 

چکار می توانی بکنی؟  

چقدر باید بسوزی؟ چقدر ؟ چقدر ..... 

خدایا خدایا خدایا خدایا خدایا

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 16:52  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 

تاریخ انتشار: ج, 1393/11/10 - 15:13
نامه سرگشاده ناصر معظمی به رئیس جمهور ایران
نامه سرگشاده ناصر معظمی به ریاست جمهوری کشورمان در ذیل آمده است.

به گزارش سیفار، نامه سرگشاده ناصر معظمی به ریاست جمهوری کشورمان در ذیل آمده است:

 

بسمه تعالی

جناب آقای دکتر روحانی رئیس جمهور محترم

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد، در تعقیب مکتوب شماره ۱۶۲۰۰۳۵۶۶۹ احترامآ بعرض میرساند نظر به موقعیت بسیار حساس منطقه شهرستان مغان(گرمی) از نقطه نظر سیاسی و فقر فاحش در آن که بعضی خانواده ها از نان خشک دیگر همسایه ها استفاده مینمایند و ادامه قاچاق مواد مخدر در قبال حداقل اجرت و دستگیریها به دلیل اوج ناچاری و ادامه اعدامها، بر خود لازم میدانم مجددآ بر اهمیت ایجاد منطقه آزاد تجاری گرمی و موضوع فقر و فلاکت این شهر و عاقلانه ترین راهکار برون رفت از این مشکلات را ارائه بدهم . تاکید موکد می نمایم که در نتیجه بی توجهی و برخورد ناعادلانه تمامی دولتهای قبلی با این شهر،گرمی در آتش فقر میسوزد و دولت بجای رفع ریشه ای آن راه اعدام را در پیش گرفته است و متاسفانه این روزها حکم اعدام  ۳ نفر ابلاغ که در انتظار اعدام هستند و دهها نفر نیز در انتظار صدور حکم اعدام…

اما آنچه قابل عرض است اینکه از نظر علوم اجتماعی هم ثابت شده اعدامها علاج این معضل نبوده و نیست ، چرا که علی رغم اعدامها ،باز هم شاهد دستگیری این گونه افراد هستیم . اما آنچه مد نظر بنده است  اینکه اشخاصی که برای به دست آوردن لقمه نانی برای سیر کردن شکم فرزندان خود، با جان و آبرو و زندگی و معنویات خود و خانواده خود بازی می کنند با توجه به موقعیت ژئوپلتیک منطقه و جو حاکم بر آن از زاویه سیاسی هم طعمه خوبی برای اجرای اهداف فرصت طلبان می توانند باشند. که متاسفانه دولت جمهوری اسلامی تابحال از این موضوع غافل بوده است.

اما باید یک واقعیت دیگر را هم قبول کرد و آن اینکه در جرم صورت گرفته از سوی این افراد در این شهرستان، خود دولت هم بی تقصیر نیست چرا که قبل از تعین وظایف و مجازات هر مجرم در قوانین کیفری و مجازات اسلامی، وظایف حاکمیت در قبال ملت در قانون اساسی تعریف شده است. در این قضیه، حاکمیت بر خلاف قانون اساسی با ترک فعل و وظیفه خود در عدم سرمایه گذاری و یا توزیع ناعادلانه ثروت ملی در بین مناطق، به جای ایجاد اشتغال، زمینه مهاجرت ۴۰۰ هزار نفر و تخلیه یک منطقه را ایجاد کرده و بدون توجه به تکالیف و ایرادات خود دهها نفر را نیز اعدام نموده است. فعل این افراد به نظر بنده نیز محکوم است اما به استناد حدیث نبی مکرم (اگر فقر از در وارد شود ایمان از پنجره فرار می کند) از روی ضرورت، طبیعی است و فعل حاکمیت نیز در خصوص ایجاد زمینه کوچ اجباری کلان و تخلیه منطقه و اعدامهای دسته به دسته ی حاصل فقری که خود منشا و باعث آن است  صحیح نبوده و مشمول پاکسازی قومی و جنایات بشری قوانین بین المللی است. والا در بیان اعتقادات مذهبی اهالی این شهرستان همین نکته کافی است که دیروز این اهالی، مرحمت بالازاده بسیجی گمنام۱۲ساله و شهید ۱۳ساله را که نمونه ای از افتخارات آنهاست را تقدیم نموده اند.و امروز علی رغم خشکسالی و زراعت دیم و فقر فاحش در آن، بیشترین زکات در بین شهرستان های استان از این شهر تادیه می شود یا در بین افراد شاغل با درآمد بسیار کم نیز حتی یک مورد دستگیری در حمل مواد مخدر گزارش نشده است.

به نظر میرسد این نوع تعامل با اسراء جنگی هم اخلاقأ و شرعأ و از نظر حقوق بشری صحیح نیست تا چه رسد با جمعیتی که ۴۰۰ شهید چندین هزار رزمنده و جانباز و آزاده تقدیم برای این مملکت فدا نموده است. چرا که تا به امروز دولتهای قبلی حتی در اوج دوران ثروتمندی با درآمد صدها میلیارد دلاری خود، هیچ فعل مثبتی جهت رفع دغدغه اشتغال در این شهرستان انجام نداده اند و امروزه نیز به دلیل تحریم و خزانه خالی موروثه دولت قبلی و مشغولیت دولتمردان به سیاست خارجی خود ، هیچ انتظاری از آن نمی رود اما حداقل این انتظار هست که با تصویب ایجاد بستر قانونی را برای آبادانی منطقه  توسط فرزندان خود این شهرستان فراهم نمایند.

قبل از هر چیز از مقامات حکومتی و قضائی کشور نیز عاجزانه تمنا می شود با در نظر گرفتن منطق فقر و این که از لحاظ روانشناسی اجتماعی این اعدامها در کنار فقر و فلاکت و کوچ دسته دسته نزدیکان و اقوام و دوستان و عزیزان، در ادامه ی تحمل ۸ سال فشار روانی جنگ و تشیع جنازه شهدا، صدمات غیر قابل جبرانی را از لحاظ تالمات روحی به اهالی این شهرستان زده است، از اجرای حکم ممانعت به عمل بیاورند. مطمئنا کسانی که  طعم فقر را چشیده اند، شرمندگی پدران و ناله فرزندان یتیم و عواقب بی سر پناهی خانواده ها و بی سر پرستی زنان و  فریاد بنده حقیر را درک خواهند کرد.

مجددا تاکید مینمایم
این شهرستان با موقعیت عالی خود از نظر استراتژیک جغرافیایی به بطن جمهوری آذربایجان رسوخ کرده به صورتی که باکو به ۲۰%(شمال شرق) و گرمی به ۸۰درصد(بقیه مناطق) جمهوری آذربایجان نزدیکتر است.و از طرفی دارای ۹۳ کیلومتر مرز مشترک با جمهوری آذربایجان بوده و  راه زمینی آسفالته  آن در هر دو سوی مرز مشترک موجود است. و فاصله این منطقه تا روسیه فقط و فقط ۳۵۰ کیلومتر است و فاصله اولین ایستگاه ریلی متصله به روسیه و اروپای شرقی و دریای سیاه در جلیل آباد آن کشور تا مرز آزادلوی مغان گرمی حدود ۲۰ کیلومتر می باشد که منطقه آزاد گرمی می تواند با اتصال به آن  و ایجاد خط ریلی و زمینی به ایالات نیمه غربی روسیه  و قفقاز به تنهایی و در حد اعلی خود نقش کیش ، و قشم و امارات و حتی ترکیه را در نیمه شمالی کشور، چه از نظر توریستی و چه از نظر تجارت بین الملل بازی کند . چرا که گمرک جلفا فعال ترین گمرک دهه  ۱۳۶۰ ایران و نقطه اتصال ایران- مسکو و اروپای شرقی، با فروپاشی شوروی و انهدام راه آهن جلفا- باکو توسط ارمنستان، اهمیت خود را به طور کلی از دست داد و بعد از ۲۴ سال فرصت سوزی، هنوز  از سوی دولت ج.ا.ایران جایگزینی برای آن در نظر گرفته نشده است ، شرق  مغان(گرمی) به علت دوری از منطقه جنگی قره باغ اشغالی، بهترین گزینه برای احیای مجدد نقطه اتصال ایران به اروپای شرقی است.

– تحریم  روسیه و موقعیت محصور جمهوری آذربایجان و قفقاز و غرب دریای خزر و  نزدیکی آنها به گرمی و عدم احتیاج به  ویزا برای اتباع آنها جهت ورود با هر نوع وسیله نقلیه شخصی و عمومی خود به خاک جمهوری آذربایجان و به تبع آن عدم احتیاج به ویزا برای کلیه توریستها جهت ورود به منطقه آزاد گرمی به موجب مقررات سازمان مناطق آزاد، و انتظار درآمد صدها میلیارد دلاری سالانه این کشورها در سنوات آتی و بازار دهها میلیون نفری آنها و اینکه بر خلاف دیگر مناطق آزادکشور که بلااستثناء  کلهم از فلسفه وجودی مناطق آزاد فاصله گرفته و در خدمت واردات میباشند،  هدف منطقه آزاد گرمی صادرات مستقیم و جایگزینی بازار دبی در نزدیکترین نقطه روسیه است  ایجاب می نماید مسئولین جمهوری اسلامی ایران بعد از ۲۴ سال بی توجهی و فرصت سوزی و قبل از تصاحب این بازار توسط ممالک ثالث، با ایجاد منطقه آزاد گرمی  و ایجاد خط ریلی، زمینی، وهوایی به ایالات مختلف روسیه  از فرصت طلایی استفاده کنند چرا که روسیه  علاوه بر این که از نظر اقتصادی و وسعت و  منابع غنی نفت وگاز، خود به تنهایی با چندین کشور دنیا برابری می کند ، از ثروتمندترین و گرانترین مملکت دنیا هم هست، مخصوصأ با این شرایط سیاسی و تحریم آن ، موقعیتی فوق العاده برای تصاحب این بازار فراهم شده است، که اهمیت توجه به  ایجاد منطقه آزاد تجاری گرمی را بیشتر می کند.

در سنوات گذشته دولت، احداث راه آهن میانه- اردبیل را جهت اتصال راه آهن ایران به روسیه را شروع نموده  که امر بسیار مبارکی است که چنانجه از ظرفیت آن بخواهیم به طور کامل استفاده کنیم لازم است منطقۀ آزاد تجاری گرمی به آن وصل شود در این صورت تمامی محموله ها را می توان به آنجا هدایت و  مشتریان ۲۰۰ میلیون نفری  شوروی سابق را به آنجا کشاند و سیاست مدیریت واسطه گری دوبی را اعمال و اجرا کرد. و به جای این که سود اصلی به جیب تجار دبی وگرد و خاک آن نصیب استان شود می توان از موقعیت خدادادی کشور و استان نهایت بهره را برد.  اگر آمار سالانه ۱۰ میلیون توریست به دوبی و این که فقط ۳۰۰هزار نفر ایرانی در طول سال ۲ میلیارد دلار به جیب امارات می ریزند را در نظر بگیریم، در صورت نگاه گوشه چشمی دولت محترم، گرمی در محدوده گوش چپ گربه ایران با ایجاد با پذیرش سالانه حداقل ۳۰ میلیون مسافر، یکی از بزرگترین مرکز تجاری  بین المللی جهان خواهد شد.

متاسفانه  آقای احمدی نژاد اولین استاندار اردبیل  بجای استفاده بهینه از این مرز بی بدیل صراحتا و علنا سیاست تمرکزگرایی در شهر اردبیل را در محافل عمومی اعلام و اجرا کرد. قبل از هر خدمتی دستور حذف شهر گرمی را از روی نقشه ایران را صادر و اجرا کرد و اهالی گرمی را به ترک این شهر و کوچ به اردبیل تشویق کرد. گرچه بعدآ عذر خواهی نمود اما زیربنای روانی ویرانی آنرا گذاشت که در نتیجه آن امروزه نفوس مهاجرین شهرستان گرمی در اردبیل ۲ برابر و استانهای دیگر ۶ برابر نفوس فعلی شهر گرمی است…  و دولتهای ۲۵ سال گذشته  نیز کوچکترین اعتنایی به این مرز نکردند.

صرف نظر از این که عدالت حاکمیتی حکم می کند که با ایجاد منطقه آزاد تجاری در گرمی، فقر و قاچاق مواد مخدر و دار صلابه رخت خواهد بست ، واقعیت امر این است که درصورت مدیریت صحیح برای خروج کشور از اقتصاد تک محصولی، گرمی  می تواند تنها با  تصاحب ۱۰درصد بازار تشنه روسیه و  قزاقستان و قفقاز و آذربایجان ثروتمند و بالقوه ثروتمندتر و دیگر وراث نیمه غربی شوروی، از طریق ایجاد خطوط ریلی و زمینی و هوایی به  تمامی مناطق و ایالات  آنها، درآمد سالانه کشور را به  ۵۰ میلیارد دلار برساند، مثل همان سیاست تجارت بین المللی که امارات بکار گرفت.

با شناخت کاملی که بنده از موقعیت عالی تجارت برون مرزی این شهرستان دارم و این که سابقه این شهر در این خصوص در  فواصل سنوات ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۴ اثبات شده است، دسترسی به این امر مهم زمان زیادی طول نخواهد کشید. در اثبات ادعای خود تنها به گوشه ی از این سابقه اشاره می نمایم :     بعد از باز شدن مرزها هزاران نفر مشغول فعالیت در امر تجارت مرزی شده بود با رونق این مرز، حتی برخی مهاجرین نیز به شهر برگشته و کالاهای ایرانی را به صورت غیر قانونی به آن سوی مرز منتقل می کردند. که بعضا  دستگیر و کالاهای آنها ضبط می شد به صورتی که انبار گمرکات بیله سوار و آستارا مملو از این کالاهای قاچاق (مصنوع ایران) بود در حالی که خروج همین کالاها نه تنها منع قانونی نداشت بلکه خود دولت واردات را منوط به صادرات این اقلام کرده بود.

که بنده اجرای این طرح منطقه آزاد فعلی از مقامات وقت تقاضا نموده و مدیریت مکان و زمان فرصت فوق العاده را خواستار گردیدم که متاسفانه حتی جواب بنده نیز داده نشد که بنده شخصا دست به کار شده بدون فوت زمان، عده ای را به استفاده از فرصت به دست آمده در امر حمل محموله مسافران وارده به گرمی را از طریق مجاری قانونی تشویق و ترغیب نمودم . در حالی که قاچاقچیان در قبال هر گونی البسه آنان ۵۰۰۰۰ تومان گرفته و در اولین روستای  آن سوی مرز تحویل می دادند  که خیلی مواقع هم به مقصد نمی رسید ، این افراد تحت ترغیب بنده تنها با ۱۰۰۰۰ تومان  محموله این فعالین در امر تجارت برون مرزی را درگرمی دریافت و به صورت قانونی از طریق گمرکات آستارا و بیله سوار اظهار و ارسال و در محل و مقصد مورد تقاضای آنها تحویل می دادند به طوری که یومیه ۲۰ تریلر محموله از گرمی به آذربایجان، گرجستان، داغستان و چچن صادر می کردند.

صادرات این چند نفر تنها از طریق تجمیع  درصدی از محموله گرمی از تاریخ   اول دیماه ۷۲  لغایت۳۱ اردیبهشت ۷۴ علی رغم اظهار با حداقل ارزش صادراتی به علت تسریع در روال اداری، و بعضا با تحمل صف ۲۰ روزه برای خروج تریلر حاوی محموله، با ارزش آن زمان  (هر دلار  حدود ۲۵۰ تومان ) بالغ بر ۲۵۰ میلیون دلار بود که ۷۰ درصد صادرات گمرک آستارا و نزدیک به ۱۰۰درصد صادرات گمرک بیله سوار را تشکیل میداد.

متاسفانه دولت، به دلیل گران شدن مقطعی دلار  طی بخشنامه ای تیشه به ریشه صادرات  نوپا زد و به نوعی ممنوع کرد و تمامی مشتریان راهی ترکیه، دوبی و چین شدند. گرچه یک سال بعد، آن بخشنامه غیر کارشناسی ملغی و حتی جوایز صادراتی بیشتری نیز در نظر گرفته شد (افراط و تفریط) اما مشتریان، دیگر بازار مناسبی پیدا کرده بودند و نه تنها برای توسعه و رفع مسئله اشتغال استان حتی برای تجارت بین الملل ایران نیز فرصت سوخت. و امروز صادرات ما به آن کشورها در مقایسه با این سه کشور قابل مقایسه نیست در صورتی که صادرات آنها از طریق خاک ما صورت می گیرد.  قابل ذکر است که در سال ۱۳۹۲ مجموع صادرات کل مناطق آزاد و ۶۴ منطقه ویژه اقتصادی کشور ( با احتساب نرخ رسمی دلار ) ۱۳۲ میلیون دلار بوده است. که با یک حساب سر انگشتی میتوان نتیجه گرفت که فقط گوشه ای از محموله صادراتی گرمی در ۲۰ سال پیش بیش از  ۲۰ برابر صادرات امروز کل مناطق آزاد و ویژه کشور بوده است چرا که اکثر محموله بعلت بعد زمان و مکان و عدم وجود گمرک در مرز گرمی بصورت قاچاق حمل میشد.

در صورتی که اگر همزمان با قشم منطقه آزاد گرمی هم افتتاح می شد به دلیل این که ایران امن ترین و به صرفه ترین کشور و گرمی دروازه بی بدیل آن جهت دسترسی کشورهای غربی وراث شوروی به آبهای آزاد و همچنین نزدیکترین مسیر و دروازه  جهان برای ورود به روسیه است، امروز  با تصاحب حداقل سهم از  بازار تجارت وراث شوروی و تصاحب بازار دبی، حتی در سطح ملی، دیگر نیازی به درآمد نفتی نبود. متاسفانه مرزی که می توانست به بزرگترین مرکز تجارت بین الملل آوراسیا تبدیل شود در نتیجه بی اعتنایی دولت به معبر خروجی مواد مخدر و قتلگاه جوانان این شهر  و تبعیدگاه تبدیل گشته است. امید است دولت فهیم و مسئولین محترم استانی اشتباهات دولتها و مسئولین اسبق را تکرار نکنند.

برای اجرای عملی این طرح و جلب ۳۰ میلیون توریست پیشنهاد می شود که ۵۰۰۰۰ باب مغازه یک جا احداث و  بین سرمایه گذاران و تجار تمام ممالک دنیا به صورت مجانی و با شرایطی بسیار آسان به مدت معین قرار داده شود. در مقایسه با بازار باکو که در سنوات اخیر و برای تصاحب بازار بکر روسیه  ۱۵۰۰۰ مغازه احداث و اجاره بهای ماهانه هر مغازه در آن بین ۱۰۰۰ تا ۵۰۰۰ دلار و مشتریان آن اکثرا خود اتباع جمهوری آذربایجان و داغستان هستند ( که به علت گرانی و مسئله ویزا هر کسی نمی تواند وارد آن کشور بشود و با این حال سالانه پذیرای  ۲ میلیون توریست است) ارزش اجاره بهای ماهانه مغازه های منطقه آزاد گرمی با توجه به عرضه مستقیم کالا و عدم احتیاج به ویزا برای اتباع خارجی و ارزانی کالا و خدمات داخلی و انتظار بازار ۳۰ میلیونی، به مراتب بیش از آن خواهد بود، حتی اگر  اجاره بهای  ماهانه این مغازه ها را فقط ۱۰۰۰ دلار هم حساب بکنیم سالانه ۶۰۰ میلیون دلار  معادل یکهزار و هشتصد میلیارد تومان درآمد خواهیم داشت  که می تواند استان اردبیل را متحول کند، اما برای کسب درآمد ۵۰ میلیاردی، چشم پوشی از  ۶۰۰ میلیون دلار مثل دانه پاشیدن است.

به هر حال بنده مجددآ اعلام می دارم چنانچه دولت محترم در صرفه اقتصادی این طرح پیشنهادی شک و شبهه ای داشته باشد، حاضر به انعقاد عقد اجاره ۳۰ ساله با دولت بوده و طبق سند محضری متعهد می شوم بدون تحمیل ریالی هزینه بر دوش دولت، علاوه بر تقبل کلیه هزینه های مربوط به سرمایه گذاری اعم از احداث حصار ۴۵ کیلومتری و راه آهن داخل محدوده و اتصال آن به جمهوری آذربایجان و فرودگاه و تله کابین و غرس ۱۰ میلیون اصله نهال در طول ۵ سال گرمی فقیر را به گوشواره برلیان ایران تبدیل نمایم و در مرحله ی بعد، سالانه یک هزار میلیارد تومان به عنوان حق الاجاره به دولت تادیه و جهت این ادعا یک صد میلیارد تومان وثیقه اولیه تقدیم می دارم،  عاقلانه ترین راه علاج قطعی محرومیت استان و نجات گرمی و بهترین روش دور زدن تحریم و نجات اقتصاد بیمار کشور  همین است.

شمع جمع محفل شاهان شدن ذوقی ندارد             خوش بر آن شمعی که روشن می کند ویرانه را

با تقدیم احترام – ناصر معظمی       پنجم بهمن نود و سه

رونوشت:

مقام معظم رهبری – ریاست محترم تشخیص مصلحت نظام -ریاست محترم مجلس شورای اسلامی و تک تک نمایندگان محترم مجلس- ریاست محترم قوه قضائیه – معاون اول محترم ریاست جمهوری- معاونت محترم برنامه ریزی و نظارت راهبردی  ریاست جمهوری- مشاور عالی رئیس جمهور ودبیر محترم سازمان مناطق آزاد- وزیر محترم صنعت ومعدن و تجارت – وزیر محترم امور اقتصاد و دارائی-  وزیر محترم اطلاعات-  وزیر محترم امور خارجه- امام جمعه محترم اردبیل- معاونت محترم ریاست جمهوری و رئیس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری – سفیر محترم جمهوری اسلامی ایران درآذربایجان- استاندار محترم اردبیل – فرماندار محترم مغان

 

انتهاي پيام/

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 20:18  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
السلام علیک یا رسول الله 

السلام علیک یا نبی الله 

السلام علیک یا خیر خلق الله 

یا حجه الله علی خلقه 

یا سیدنا و مولانا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله 

و قدمناک بین یدی حاجاتنا  

یا وجیها عندالله  

اشفع لنا عندالله

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم دی ۱۳۹۳ساعت 21:20  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم 

   

اراده ی الهی برتر از اراده ی جهانیست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی ۱۳۹۳ساعت 20:39  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
همه آنچه یک جوان ۲۰ ساله از خدا می خواهد +عکس

همه آنچه یک جوان ۲۰ ساله از خدا می خواهد +عکس

این جوان که در زمان نگارش این خطوط تنها بیست و اندی سال دارد، تمام خواسته هایش از خدای خود چنین بیان کرده است.

به گزارش «دیارباران»، «مسلم اسدی رازی» به سال ۱۳۴۴ شمسی متولد شد. «حضرت روح الله» که از تبعید بازگشت، او تنها ۱۳ سال داشت. به مجرد آن که توانست، پای خود را به جبهه های جنگ رساند و به جمع پاسدارانِ «لشکر۱۰ سیدالشهدا(صلوات الله علیه و آله)» ملحق شد. «مسلم» برادری به نام «محمدرضا» داشت که گرچه پنج سال کوچک تر از خودش بود اما، در پرواز به عرش، گوی سبقت را از برادرش ربود و در در «عملیات کربلای۵» جاودانه شد.

 «مسلم اسدی رازی» ۸۳ روز پس از شهادت برادرش، در حالی که معاونت فرماندهی «گردان حضرت علی اکبر (علیه السلام)» از «لشکر۱۰ سیدالشهدا(صلوات الله علیه و آله)» را بر عهده داشت، به تاریخ ۱۸ فروردین ۱۳۶۶ شمسی، پای بر بساطِ «عندربهم یرزقون» نهاد.

یادداشتی که پیش رو دارید، یک سال و چند روز قبل از شهادت «مسلم» توسط او در دفترچه یکی از همرزمانش به یادگار، ثبت شده است. جوانی که در زمان نگارش این خطوط تنها بیست و اندی سال دارد و باید در سر آرزوهایی دور و درازی بپروراند، تمام خواسته هایش از خدای خود چنین بیان کرده است. این است ثمره ی درختی که با اشک چشم بر «سیدالشهدا» و حضرت علی اکبر»(صلوات الله علیهما) آبیاری شده باشد:

بسمه تعالی

السلام علیک یا ثارالله

از من خواستن که بنویسم. نمی دانم چه باید بنویسم. تصمیم گرفتم هرچه دلم از خدا می خواهد به روی کاغذ بیاورم. خدایا! شهادت را نمی توان با جبهه آمدن به دست آورد بلکه با اخلاص در عمل به دست می آید. از خدا اخلاص در عمل بدون ریا و کبر و غرور، کینه، حسد و هر چه که مرا از تو دور می کند از من دور کن. خدایا! تو را به قلب پاک و خالص این عزیزان [هم رزمان بسیجی]، قلب مرا به نور ایمان روشن کن و شهادت را نصیب من کن.

همه آنچه یک جوان 20 ساله از خدا می خواهد +عکس همه آنچه یک جوان 20 ساله از خدا می خواهد +عکس همه آنچه یک جوان 20 ساله از خدا می خواهد +عکس
متن درون کادر قرمز، پس از شهادت «مسلم» به دفترچه اضافه شده است

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ساعت 19:13  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 

همه چیز درباره وحشت و عذاب قبر

خبرگزاری شبستان: عقبه دوم پس از مرگ « ضَغطَه و فشار قبر» است و آن عقبه اى است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ مى کند.

گروه قران و معارف خبرگزاری شبستان:  یکى از منازل هولناک سفر آخرت ، قبر است که در هر روز مى گوید: انا  بیت الغربه ، انا بیت الوحشه، منم خانه غربت، منم خانه وحشت .

عقبه اول وحشت قبر است؛

 در کتاب من لا یحضره الفقیه است که چون میت را به نزدیک قبر آورند  فورا او را داخل قبر نکنند زیرا براى قبر هولهاى بزرگ است. میت را نزدیک قبر بگذارند و اندکى صبر کنند تا آماده دخول شود؛ پس اندکى او را پیشتر برند و اندکى صبر کنند. آنگاه او را به کنار قبر برند.

مجلسى اول در شرح آن فرموده: هر چند روح از بدن مفارقت کرده است و روح حیوانى مرده است اما نفس ناطقه زنده است و تعلق او از بدن کاملا زایل نشده و خوف ضغطه قبر و سؤ ال منکر و نکیر و عذاب برزخ هست تا آنکه براى دیگران عبرت باشد و بیندیشد که چنین حادثه اى در پیش دارند.

و در حدیثی از حضرت امام موسى کاظم علیه السلام منقول است که فرمودند: چون میت را به کنار قبر مى برى ساعتى او را مهلت ده تا استعداد سؤ ال منکر و نکیر بیابد.

و روایت شده از براء بن عازب که یکى از معروفین صحابه است که ما در خدمت حضرت رسول صلى الله علیه و آله بودیم که نظرش به جماعتى افتاد که در محلى جمع گشته بودند. پرسید براى چه مردم اجتماع کرده اند؟ گفتند براى کندن قبر جمع شده اند. براء گفت : چون حضرت اسم قبر را شنید در رفتن به سوى آن شتاب کرد تا خود را به قبر رسانید پس کنار قبر به زانو نشست. من به طرف دیگر مقابل روى آن حضرت رفتم تا ببینم چه کار مى کند، دیدم بشدت گریست آنگاه رو به ما کرد و فرمود: اخوانى لمثل هذا فاءعدوا یعنى اى برادران من، براى خود چنین جائى تهیه کنید و آماده شوید.

شیخ بهائى نقل کرده که بعضى از حکما را دیدند که در وقت مرگ خود دریغ و حسرت مى خورد. به او گفتند که این چه حالى است که از تو مشاهده مى شود؟ گفت چه گمان مى برید به کسى که به سفرى طولانى مى رود و بدون مونس به قبر وحشتناکى وارد مى شود و به حضور حاکم عادلى مى رود که حجتى ندارد؟

و قطب راوندى روایت کرده که حضرت عیسى (ع) پس از مرگ مادر خود مریم را صدا زد و گفت : اى مادر! با من سخن بگو؛ آیا مى خواهى که به دنیا برگردى ؟ گفت : بلى براى آنکه در شب بسیار سرد، براى خدا نماز گزارم و در روز بسیار گرم ، روزه بگیرم . اى پسر جان ! این راه بسیار خطرناک است .

و روایت شده که حضرت فاطمه صلوات الله علیها در وصیت خود به امیرالمؤ منین صلوات الله علیه گفت : چون من وفات کردم خودت مرا غسل بده و تجهیز کن و نماز گزار و مرا داخل قبر کن و در لحد بسپار و خاک بر روى من بریز و نزد من بنشین  و قرآن و دعا براى من بسیار بخوان ؛ زیرا که آن ساعت وقتى است که مرده محتاج به اءنس گرفتن با زنده است .

و سید بن طاووس رحمه الله علیه از حضرت رسول صلى الله علیه و آله روایت کرده که فرمود: ساعتى سخت تر از شب اول قبر بر میت نمى گذرد پس با صدقه دادن،  به مرده خود رحم کنید و اگر چیزى نیافتى که صدقه بدهى یکى از شما دو رکعت نماز گذارد و در رکعت اول فاتحه الکتاب را یک مرتبه بخواند و قل هو الله دو مرتبه و در رکعت دوم فاتحه را یک مرتبه اءلهیکم التکاثر را ده مرتبه و سلام دهد و بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد وابعث ثوابها الى قبر ذلک المیت فلان بن فلان پس حق تعالى همان ساعت هزار ملک به سوى قبر آن میت مى فرستد و با هر ملکى جامه اى و حله اى ، و تنگى قبر او را وسعت مى دهد تا روز نفخ صور و به نمازگزار به عدد آنچه آفتاب بر آن مى تابد حسنات مى دهد و چهل درجه مقامش را بالا مى برد.

« نماز دیگر»

براى برطرف کردن وحشت قبر از میت مستحب است نمازگزار دو رکعت نماز گزارد در رکعت اول حمد و آیه الکرسى و در رکعت دوم حمد و ده مرتبه انا انزلناه را بخواند و چون سلام دهد بگوید: اللهم صل على محمد و آل محمد و ابعث ثوابها الى قبر..( نام میت را بگوید.)

از کارهائى که براى وحشت قبر سودمند است آنکه رکوع نماز را کامل کند. چنانکه از حضرت امام محمد باقرعلیه السلام روایت شده که کسى که رکوع نماز خود را تمام کند گرفتار وحشت قبر نمى شود.

و نیز آنکه در هر روز صد مرتبه بگوید: لا اله الا الله الملک الحق المبین تا بوده باشد براى او امانى از فقر و از وحشت قبر و به سوى خود توانگرى را بکشد و گشوده شود درهاى بهشت چنانکه در خبر وارد شده است .

و نیز آنکه بخواند سوره یس را پیش از آنکه بخوابد، و بخواند نماز لیله الرغائب را؛ و آین نماز با بعضى از فضایل آن در مفاتیح الجنان در اعمال ماه رجب ذکر شده .

و هر که عیادت کند مریضى را حق تعالى بر او ملکى مى گمارد که او را در قبر تا روز ورودش به محشر عیادت کند.

و از ابوسعید خدرى منقول است که گفت : شنیدم که حضرت رسول صلى الله علیه و آله به على علیه السلام مى فرمود: یا على شاد شو و مژده بده که براى شیعه تو وقت مردن نه حسرتى است و نه وحشت قبر و نه اندوهى در روز نشور.

عقبه دوم ؛ ضَغطَه و فشار قبر

و آن عقبه اى است بسیار دشوار که تصورش دنیا را بر انسان تنگ مى کند.

قال امیرالمؤ منین علیه السلام: یا عباد الله ما بعد الموت لمن لا یغفر له اشد من الموت القبر فاحذروا ضیقه و ضنکه و ظلمته و غربته ؛ ان القبر یقول کل یوم انا بیت الوحشه انا بیت الدود، و القبر روضه من ریاض الجنه او حفره من حفر النار – الى ان قال – و ان معیشه الضنک التى حذر الله منها عدوه عذاب القبر؛ انه یسلط على الکافر فى قبره تسعه و تسعین تنینا فینهشن لحمه و یکسرن عظمه یترددن علیه کذلک الى یوم یبعث ؛ لو ان تنینا منها نفخ فى الارض لم تنبت زرعا. یا عباد الله ان انفسکم الضعیفه و اجسادکم الناعمه الرقیقه التى یکفیها الیسیر تضعف عن هذا.

 و روایت شده است که حضرت صادق علیه السلام در آخر شب که از خواب بر مى خاست صدا را بلند مى نمود به حدى که اهل خانه بشنوند و مى گفت : اللهم اعنى على هول المطلع و وسع على ضیق المضجع و ارزقنى خیر ما قبل الموت و ارزقنى خیر ما بعد الموت .

و از دعاهاى آن حضرت است : اللهم بارک لى فى الموت ، اللهم اعنى على سکرات الموت ، اللهم اعنى على غم القبر، اللهم اعنى على ضیق القبر، اللهم اعنى على ظلمه القبر اللهم اعنى على وحشه القبر، اللهم زوجنى من الحور العین .

بدان که عمده عذاب قبر از بى توجهى به نجاسات و سخن چینى و غیبت و دور شدن مرد از خانواده خود است. و از روایت سعد معاذ استفاده مى شود که بدخلقى مرد با خانواده خود و درشت گوئى با آنها، سبب فشار قبر مى شود.

و در روایتى از حضرت صادق علیه السلام مرویست که هیچ مؤ منى نیست مگر آنکه از براى او فشار قبر است.

و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که هر مؤمنى که برادر مؤمنش از او چیزى بخواهد و او توانایى داشته باشد که خواسته او را بر آورد ولى چنین نکند خداوند در قبر مار بزرگى را بر او مسلط مى کند تا همیشه انگشتان او را بگزد.

چیزهایى که باعث نجات از فشار قبر است :

و اما چیزهایى که سبب نجات از فشار قبر و عذاب آن است بسیارند و ما در اینجا به چند مورد اکتفا مى کنیم .

اول : از حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام روایت شده که هر که در هر جمعه سوره نساء بخواند از فشار قبر ایمن مى شود.

دوم : روایت شده که هر که به خواندن سوره زخرف ادامه دهد حق تعالى او را در قبرش از جانوران زمین و از فشار قبر ایمن گرداند.

سوم : از حضرت صادق علیه السلام منقول است که هر که بمیرد ما بین زوال روز پنج شنبه تا زوال روز جمعه حق تعالى او را از فشار قبر پناه دهد.

چهارم : از حضرت امام رضا علیه السلام منقول است که فرمود بر شما باد به نماز شب ، نیست بنده اى که آخر شب برخیزد و بجا آورد هشت رکعت نماز شب و دو رکعت نماز شفع و یک رکعت وتر و در قنوت وتر هفتاد مرتبه استغفار کند تا آنکه او را از عذاب جهنم و قبر پناه داده شود و عمرش ‍ طولانى و زندگیش وسیع گردد.

پنجم : از حضرت رسول صلى الله علیه و آله مرویست : هر که (الهیکم التکاثر) را در وقت خواب بخواند، از عذاب قبر نگه داشته شود.

ششم : آنکه در هر روزى ده مرتبه  « اعددت لکل هول لا اله الا الله ….» را  تا آخر بخواند، از عذاب قبر نگه داشته شود.

هفتم : آنکه در نجف اشرف دفن شود، زیرا از خواص تربت شریف آن است که عذاب قبر و حساب منکر و نکیر از کسى که در آن مدفون شود ساقط مى شود.

آنکه روز اول رجب ده رکعت نماز بخواند در هر رکعت یک مرتبه حمد و سه مرتبه توحید تا از فتنه قبر و عذاب روز قیامت محفوظ بماند. و در شب اول ماه رجب بعد از نماز مغرب، بیست رکعت با حمد و توحید خواندن براى رفع عذاب قبر نافع است .

 : آنکه چهار روز از ماه رجب روزه بگیرد، و همچنین است روزه گرفتن دوازده روز از شعبان .

: از چیزهائى که سبب نجات از عذاب قبر است خواندن سوره (تبارک الملک ) است بالاى قبر میت ؛ چنانکه قطب راوندى از ابن عباس ‍ نقل کرده که مردى خیمه اى روبروى قبرى بر پا کرد و ندانست که آن ، قبر است ؛ پس خواند سوره (تبارک الذى بیده الملک ) را. آنگاه شنید صیحه زننده اى که گفت : این سوره نجات بخش است . پس این مطلب را به حضرت رسول صلى الله علیه و آله عرض کرد. آن حضرت فرمود: آن سوره نجات دهنده از عذاب قبر است و شیخ کلینى از حضرت امام محمد باقر علیه السلام روایت کرده که فرمود: سوره ملک مانعه است ، یعنى از عذاب قبر منع مى کند و موارد دیگر .

عقبه سوم سؤ ال منکر و نکیر است در قبر

از حضرت صادق علیه السلام روایت شده که فرمود: کسى که سه چیز را انکار کند از شیعیان ما نیست. آن سه چیز عبارتند از: معراج ، سؤ ال در قبر و شفاعت.

و روایت شده که آن دو ملک به هیئت هولناک بیایند صداى ایشان مثل رعد غرنده و چشمهایشان مثل برق خیره کننده باشد؛ سؤ ال کنند که پروردگارت کیست ؟ و پیغمبرت کیست ؟ و دینت چیست ؟ و نیز سؤ ال کنند از ولى و امام او، پس در آن حال چون جواب دادن بر میت سخت و محتاج است به کمک، لاجرم براى مرده دو جا تلقین ذکر کرده اند: یکى وقتى که او را در قبر مى گذارند و بهتر آن است که ، به دست راست، دوش راست ، و به دست چپ ، دوش چپ او را بگیرند و حرکت دهند و تلقین کنند. و دیگر وقتى که او را دفن کردند، مستحب است که ولى میت یعنى نزدیکترین خویشان او بعد از آنکه مردم از سر قبر او برگردند نزد سر میت بنشیند و با صداى بلند او را تلقین کند.

علامه مجلسى در محاسن به سند صحیح از امام صادق یا امام باقر علیهماالسلام روایت کرده است که چون مؤ من مى میرد با او در قبرش شش ‍ صورت داخل مى شود یکى از آنها خوشروتر و خوشبوتر و پاکیزه تر از باقى صورتهاست ، پس یکى در جانب راست و یکى در جانب چپ و یکى در پیش رو و یکى در پشت سر و یکى در پائین پا مى ایستند و آنکه خوش ‍ صورت تر است در بالاى سر؛ پس سؤ ال یا عذاب از هر جهت که مى آید آنکه در آن جهت ایستاده است مانع مى شود پس آنکه از همه خوش ‍ صورت تر است به سایر صورتها مى گوید: شما کیستید؟ خدا از جانب من شما را جزاى خیر دهد. صاحب طرف راست مى گوید: من نمازم . صاحب جانب چپ مى گوید: من زکاتم . آنکه در پیش روى است مى گوید: من روزه ام . آنکه در عقب سر است مى گوید: من حج و عمره ام . و آنکه در پایین پا است مى گوید: من بِر و احسان به برادران مؤ منم . پس آنها به او مى گویند: تو کیستى که از همه ما بهتر و خوشروتر و خوشبوترى ؟ مى گوید: من ولایت آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستم.

و شیخ صدوق در فضیلت روزه شعبان روایت کرده که هر که نُه روز از آنرا روزه بگیرد منکر و نکیر وقت سئوال به او مهربانى مى کنند. و از حضرت باقر (ع) روایت شده که براى کسى که شب بیست و سوم ماه رمضان احیاء بدارد و صد رکعت نماز بخواند خداوند هول و هراس از نکیر و منکر را از او برطرف مى کند.

منبع: منازل الآخره (حکایات و روایات مرگ و عالم پس از مرگ ) شیخ عباس قمی /

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم دی ۱۳۹۳ساعت 13:29  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
خدایا موجوداتی بنام انسان که خلق کردی  

                                          هیچ وقت بحال خود وامگذار 

                                         آمین یا رب العالمین

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم دی ۱۳۹۳ساعت 19:57  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
یا محمد(ص)  اگر الان بودی 

 در بین این همه تبعیض و بی عدالتی 

حق کشی مظلوم کشی  ،

با ابولهب ها و ابوسفیانها و ابوجهل ها  

 و ظالمان این زمان چکار میکردی 

انصار کجایند؟  

مهاجر در عذابند. 

بلال کجاست؟ 

سلمان فارسی کجاست خندق را تدبیر کند 

یا محمد یا محمد  

 ظلم بی حد است  

  دلها نگران است  

تنها رنجور است 

مظلوم بی پناه است  

 ظالم بی رحم است  

حق را در باطل ، باطل را در حق مخلوط کرده اند 

تلبسون الحق بالباطل 

فرزندت را بفرست  

                        مهدیت (عج)  را بفرست  

.......... نقطه چین ها دنیایی از تظلم خواهیست 

خود می خوانی خود میدانی  

                                     برس برس برس  

اللهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم دی ۱۳۹۳ساعت 18:31  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 

چهار ذکر اثرگذار در زندگی

تکرار و مداومت داشتن بر چهار ذکری که در قرآن وارد شده است تاثیر بسیار زیادی در آرامش روح دارد.

خداوند در قرآن برای از بین بردن مسائل فکری در زندگی اذکاری را برای بندگان قرار داده است که اگر به این اذکار دقت کافی و عقیده داشته باشیم و از ته دل آنها را بیان کنیم؛ بدون تردید در آرامش ذهن و زندگی ما اثرگذار است.

امام صادق (ع) در این زمینه فرموده است: در شگفتم برای کسی که از چهار چیز بیم دارد، چگونه به چهار کلمه پناه نمی‌برد!

در شگفتم برای کسی که ترس بر او غلبه کرده، چگونه به ذکر “حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکیلُ” (آل عمران ایه ۱۷۱) پناه نمی‌برد.

در صورتی که خداوند به دنبال ذکر یاد شده فرموده است: پس (آن کسانی که به عزم جهاد خارج گشتند و تخویف شیاطین در آنها اثر نکرد و به ذکر فوق تمسک جستند) همراه با نعمتی از جانب خداوند (عافیت) و چیزی زاید بر آن (سود در تجارت) بازگشتند و هیچگونه بدی به آنان نرسید.

در شگفتم برای کسی که اندوهگین است چگونه به ذکر “لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ سُبْحَانَکَ إِنِّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمِین” (سوره انبیاء آیه ۸۷) پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند به دنبال این ذکر فرموده است: “پس ما یونس را در اثر تمسک به ذکر یاد شده، از اندوه نجات دادیم و همین گونه مومنین را نجات می‌بخشیم.” (سوره انبیاء آیه ۸۸)

در شگفتم برای کسی که مورد مکر و حیله واقع شده، چگونه به ذکر “افوض امری الی الله، ان الله بصیر بالعباد” (سوره غافر آیه ۴۴)… پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند به دنبال ذکر فوق فرموده است: “پس خداوند (موسی را در اثر ذکر یاد شده) از شر و مکر فرعونیان مصون داشت.” (سوره غافر آیه ۴۵)

در شگفتم برای کسی که طالب دنیا و زیبایی‌های دنیاست چگونه به ذکر “ماشاءالله لا قوه الا بالله” پناه نمی‌برد.

زیرا خداوند بعد از ذکر یاد شده فرموده است: “مردی که فاقد نعمت‌های دنیوی بود، خطاب به مردی که از نعمت‌ها برخوردار بود” فرمود: اگر تو مرا به مال و فرزند، کمتر از خود می‌دانی امید است خداوند مرا بهتر از باغ تو بدهد.
انتهای پیام /ض
منبع:ایسنا

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 11:15  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
سکوت  

          سکوت 

             سکوت 

 

 

 

س   ک  و  ت س س  

 

 

 

سسسسسس

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم دی ۱۳۹۳ساعت 10:40  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
جنایتکاران داعش در پی تحمل شکست‌های سنگین در دور جدید پیشروی نیروهای ارتش عراق به ضلوعیه به جنایت‌های وحشیانه روی آورده‌اند.

به گزارش سیفار به نقل از ابنا، نیروهای ارتش عراق در ماه اکتبر اکثر مناطق ضلوعیه را از دست تروریست‌های تکفیری داعش خارج کرده بودند ولی این تکفیری‌ها دوباره در یک پاتک اراضی از دست داده را به تصرف خود درآوردند.

براین اساس، نیروهای ارتش عراق تهاجم تازه خود را از دو روز گذشته شروع کرده و در چند جبهه مواضع داعش را مورد حمله قرار داده و یک رشته روستا در جنوب ظلوعیه را تصرف کردند.

در همین حال منابع امنیتی و نظامی کردند که نیروهای عراق پس از عملیات نظامی که در جریان آن چند منطقه را تحت کنترل خود درآوردند وارد ضمن ورود به منطقه ضلوعیه فرودگاه ضلوعیه را نیز آزاد کردند.

تکفیری‌های داعش که متحمل تلفات شدید از دور تازه حملات ارتش عراق متحمل شده‌اند برای بالابردن روحیه عناصر خود روی به جنایت‌های وحشیانه آورده‌اند.

این گروه تروریستی، در جدیدترین جنایت خود اقدام به اعدام دو تن از سربازان ارتش کرده است.

این دو سرباز که در ضلوعیه به اسارت داعش درآمده‌اند با شلیک مستقیم گلوله به شهادت رسیدند.

گروه تکفیری داعش که نامی از این دو سرباز منتشر نکرده اعلام کرده این دو سرباز شیعه بوده و به مجازات مرگ با شلیک مستقیم گلوله محکوم شده‌اند.

ضلوعیه یک شهر استراتژیک است که استان دیاله در شرق عراق را به استان صلاح الدین در شمال وصل می‌کند.

نیروهای عراق روز یکشنبه تحت حمایت قبایل سنی در شهر ضلوعیه واقع در شمال بغداد پیشروی کردند و این پیشروی تلاش تازه‌ای برای بیرون راندن گروه داعش از شهر محسوب می‌شود.

نیروهای ارتش عراق روز یکشنبه سرانجام از سمت شمال و تحت حمایت نیروی هوایی وارد شهر ضلوعیه شدند و فرودگاه ضلوعیه را به کنترل خود درآوردند.

یک افسر ارتش نیز با تایید این خبر گفت: نیروهای مسلح وارد ضلوعیه شده و در حال تحکیم مواضع خود هستند.

 

انتهاي پيام/

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم دی ۱۳۹۳ساعت 19:7  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
اینجا چیزهایی می بینی که در تاریخ بشریت  

                            به چشم نخورده

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 18:32  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
امام رضا ع) فرمود: با وجود اینکه سرتا پای فرعون غرق در سلاح و زره بود و طبق قاعده می بایست پس از غرق شدن به قعر دریا می رفت ولی امواج دریا بدنش را به ساحل بلندی افکندکه این خود معجزه بود هنوز هم پس از قرنها بدن مومیایی شده ی فرعون را در موزه ی قاهره تماشا میکنند هرچند بیشتر مردم از حوادث تاریخ عبرت نمی گیرند
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم دی ۱۳۹۳ساعت 18:23  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
مراسم باشکوه عزاداری بمناسبت ارتحال نبی مکرم اسلام

و سبط اکبرش

امشب در مسجد حضرت ابوالفضل (ع) پارابیجار

ساعت 21

                              با مداحی حاج داود همایون

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ساعت 17:43  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
مینویسم ایکاش این صفحات ماندگار باشند واین خاطرات تکرار نشدنی.

دست بلند کرد سوار کردم همین الان.

 همسایه بود تا سوار شد:

 ...و ...و.... گفت و گفت

حالم بهم خورد گفتم آدم باش مثل آدم صحبت کن

 یعنی این کلمات را بکار نبری مفهوم منتقل نمی شود؟

 روزگارت نمی گذرد؟

ای لعنت به این.... که آدم ندیدم

............................................................

         ....................................               

                    ...............           

غیر از این صفحات کسی نیست حرفم را بگویم

ای صفحات بیجان و بی احساس شدی همدم من  حداقل تو ادب داری

 شرم داری

حیا داری

حجاب داری

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 17:3  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
استغفرالله

             استغفرالله

                          استغفرالله

                                      استغفرالله

                         استغفرالله

              استغفرالله

       

استغفرالله استغفرالله استغفرالله اسغفرالله

 

              

                  استغفرالله

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 21:54  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
انسانها چقدر متفاوتند.

                          آیا همه ی انسانها انسانند؟!

                                                                 یا بعضی از انسانها انسان نیستند؟

 چرا بعضیها وقتی یک مقدار قدرت به آنها دست میدهد جانی اند ، هیچ کس

را نمی شناسند

و

حاضرند زندگی دیگران را نابود کنند

و

در مقابل وقتی اندکی اوضاع به نفع طرف مقابل است

بنده ی او می شوند

مگر تو داعشی؟

نژاد ، اصل و اصالت - زبان ، جنس و قرابت

وقتی منشا تصمیم گیریها واقع می شوند

 

 

فاجعه به بار می آورند

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 12:34  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
به تحسین نادان و پندار خویش

 

به تحسین نادان و پندار خویش

 

به تحسین نادان و پندار خویش 

 

به تحسین نادان و پندار خویش

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:21  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
تعز من تشائ

                     تذل من تشائ

+ نوشته شده در  یکشنبه نهم آذر ۱۳۹۳ساعت 19:9  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
سبحان الله سبحان الله سبحان الله

                                                 الحمدلله الحمدلله الحمدلله

 

لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم آذر ۱۳۹۳ساعت 13:58  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
ج

          ه

                  ا

                        ن

                               ی

+ نوشته شده در  شنبه یکم آذر ۱۳۹۳ساعت 18:14  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
دکتر محمد سرافراز طی حکمی امین صدیقی را به عنوان مشاور فرهنگی رئیس سازمان صدا و سیما منصوب کرد.

به گزارش سیفار، دکتر محمد سرافراز طی حکمی امین صدیقی را به عنوان مشاور فرهنگی رئیس سازمان صدا و سیما منصوب کرد.

در این حکم آمده است: «نظر به سوابق ارزشمند فرهنگی و رسانه‌ای و شایستگی‌های فردی و مدیریتی، طی این حکم به عنوان مشاور فرهنگی رئیس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران منصوب می‌شوید. امیدواریم در مأموریت‌های محول، مانند همیشه پرتلاش و کوشا باشید.»

وی که دانش‌آموخته زبان و ادبیات فارسی است افزون بر 25سال پیشینه فعالیت و مدیریت فرهنگی و رسانه‌ای، حدود 20سال همکاری و همراهی با دکتر محمد سرافراز در معاونت برون‌مرزی و تألیف و ترجمه کتاب‌ها و مقالاتی در زمینه شعر و ادب را نیز در کارنامه خود دارد.

صدیقی پیش از این مشاور فرهنگی معاون برون‌مرزی و مدیر مرکز فیلم و سریال این حوزه بوده است. در دوران حضور وی چندین سریال برای شبکه‌های «آی‌فیلم» و «الکوثر» تولید شدند که همه مورد توجه قرار گرفتند، اما در میان این سریال‌ها، مجموعه «یادآوری» که برای شبکه آی‌فیلم تهیه شده بود، توانست درصد بالایی از مخاطبان را به خود جذب کند و این شبکه را به عنوان یکی از پربیننده‌ترین شبکه‌های تلویزیون در زمان پخشاین سریال تبدیل کند. از دیگر فعالیت‌های معاونت برون‌مرزی در زمان حضور صدیقی تهیه و تولید فیلم «امروز» سیدرضا میرکریمی بود که امسال به عنوان نماینده ایران در هشتاد و هفتمین مراسم اسکار حضور خواهد داشت.

حضور و تجربه امین صدیقی در حوزه برون مرزی صدا و سیما و همراهی وی با ریاست سازمان در معاونت برون‌مرزی، می‌تواند از این پس منشأ خدمات و گشایش‌های بسیار در زمینه تولیدات نمایشی در بخش‌های فرهنگی و هنری باشد.

شایان ذکر است، وی اصالتاً از شهر گرمی استان اردبیل می‌باشد.

اضافه میگردد جناب آقای صدیقی اصالتا از روستای القناب گرمی می باشد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۳ساعت 17:37  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
به نقل از پیامک برادر عزیزمان جناب آقای معظمی :

2600 هکتار از محدوده ی شهر پارس آباد ،


100 هکتار از اصلاندوز ،100 هکتار


از بیله سوار و 500 هکتار


از گرمی متصل به منطقه ی آزاد تجاری شد.

 با سپاس از تمامی دست اندرکاران امر


+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۳ساعت 17:1  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
چقدر زود ؟؟!!!! 

                    اصلا فکرش را نمی کرد که امروز میمیرد.

یعنی کلا فراموش کرده بود که خواهد مرد .

                ارباب رجوعی با یادآوری یوم الحساب زیر...... نوشته بود

همین الان برای دوزخ و برزخ آماده ام

با پوزخند (همان تمسخر) نگاهی کرد و داد زد داد زد داد زد و داد زد

دقیقا براساس سفارش می خواست ضایع کند ضایع کند ضایع کند.....

   جناب مرگ اجازه نداد امشب او را با خودش برد

 ضعیفی اعلامیه ی جلوی در را دید گفت خداوند لعنتت کند ملعون.

 

البته به نفعش بود چون هر روز گناهش زیادتر میشد

 ان الانسان لفی خسر

  

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۳ساعت 13:12  توسط کریم آقازاده دمیرچی  | 
اگر برای امری درست به قرآن قسم بخوری مکروه است

                   قسم یا سوگند دروغ به قرآن از گناهان کبیره است  

حالا  :

       بقیه را نمی شود نوشت


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۳ساعت 17:46  توسط کریم آقازاده دمیرچی  |