ساوالان خبر: یکی از ساکنین اهل گرمی در بسیاری از سایت ها خبر ساز شد

حاج شمس الدین محمدی از بزرگان طایفه کلاسر  برای قدردانی از زحمات وزیر امور خارجه در مذاکرات هسته‌ای، اسبی را به وی اهدا کرد که همین خبر باعث شهرت او در سانه ها شد.

این روستایی خوش‌نیت با حضور در دفتر نمایندگی وزارت امور خارجه در اردبیل تلاش کرد تا مقدمات و برنامه‌ریزی‌ها انجام شود تا اسب زمرد و دو گوسفند قوچ از نژاد شاهسون عشایر کلاسر را تقدیم وزیر امور خارجه کند.

او می گوید: البته در این مذاکرات نباید از زحمات دیگر اعضای تیم هسته ای غافل شد و به همین خاطر دو گوسفند برای قربانی کردن نیز به آقایان صالحی و عراقچی اهدا کردم.

اما این که حاج شمس الدین محمدی کیست گزارشی است که در ذیل می خوانید:

حاج شمس الدین محمدی کلاسرلو که بانی و متولی احداث راه اردبیل- مغان و همچنین بانی ایجاد دبیرستان در منطقه مغان است.

وی فرزند بزرگ مرحوم حاج خان اوغلان در سال ۱۳۱۳ در روستای کلاسر چشم به جهان گشود. محمدی کلاسرلو تحصیلات خودرا در مدارس روستای اینی و شهر گرمی ادامه داد و موفق به اخذ مدرک دیپلم قدیم شد.

 

او در موردتحولات زندگی خودمی گوید:

شیوه ی زندگی مردم در مملکت ایران عوض شده است، سران شوروی سابق ، حزب توده و فرقه ی دموکرات را به رهبری سیدجعفرپیشه وری بنیانگذاری کردند تا آذربایجان را از ایران جداکنند.

در آن زمان گروه ها و طرفداران این حزب، به مناطق روستاهای گرمی می آمدند و با ارائه ی کارت های مخصوص ، لیست گیری اسامی افراد را با عناوینی مثل صدر و کاتب تنظیم می کردند و آن ها را به حزب توده و دموکرات وابسته می نمودند و علیه دین و مملکت قدم می برداشتند و در این برهه ، عده ای از سران عشایر و رؤسای طوایف مغان(گرمی) به پا خواستند و در کوه های گیلان و سبلان با متجاسرین و خائنین جنگیدند ، ازجمله ی آن ها طایفه کلاسرلو به رهبری حاج بالا اوغلان محمدی(معروف به حاج بالیش بیگ) با ۱۵۰ اسب سوار و نیرو در کوه های گیلان و هشتپیر مستقر شدند و رؤسای طوایف دیگری هم چون: اژدربیگ ، پیشان بیگ ، حمید بیگ، حاج قدرت بیگ جعفری از طایفه دلاغادارلو ، حاج میرعبدالحسین منصوری از طایفه خلیفه لو، حاج خانلار وکیلی رئیس طایفه موران ، حاج حسین آقاخان وطن دوست رئیس طایفه آلارلو، به طایفه کلاسر ملحق شدند و برای مبارزه وجنگ با دموکرات ها متحد شدند و بانیروهای این حزب رو در رو جنگیدند و چندین نفر از این طوایف در جنگ کیسالا به شهادت رسیدند ازجمله آن ها جلال محمدی ، قلعه میرزا و سلطان احمد وطن دوست، یونس پاشایی، بندعلی، ورقا بود. نیروهای ارتش هم به فرماندهی تیمسار دیلمی و سرهنگ مقبلی از ناحیه گیلان به طوایف و عشایر دشت مغان تجهیزات و اسلحه می دادند و در این جنگ حاج بالا اوغلان محمدی کلاسرلو مسئول اسلحه و مهمات و حاج خان اوغلان محمدی رابط بین ارتش و عشایر تعیین شده بودند تا اینکه جنگ سختی بین عشایر و دموکرات ها اتفاق افتاد و در ۲۱ آذرسال ۱۳۲۵ دموکرات ها شکست خوردند و آذربایجان با فداکاریها و رشادت های طایفه کلاسرلو سایر طوایف دوباره به آغوش ایران بازگشت.

بعد از پایان این جنگ ، به خاطر دلاوری ها و فداکاری های طایفه کلاسر ، دعوت نامه ای از سوی دربار و وزارت جنگ و ستاد ارتش نامه های قدردانی و تشکر آمیز به رئیس طایفه کلاسر مرحوم حاج بالااوغلان محمدی رسید تا برای ادامه زندگی، به کرج ، تهران منتقل شوند و یا در یکی از مناطق نزدیک به تهران ،سکونت نمایید. ولی طایفه کلاسر به خاطر تعصب و علاقه ای که به خاک خود داشتند، این پیشنهاد را ردکردند و در روستای کلاسر به زندگی خود ادامه دادند. بعد از ۲۱ آذرسال ۱۳۲۵،به لحاظ تقدیر و تشکراز سوی بزرگ ارتشتاران و ستاد ارتش ، مدال شجاعت و لیاقت به حاج بالااوغلان محمدی و حاج خان اوغلان و طایفه کلاسر اهدا گردید.
حاج شمس الدین محمدی درمورد درخواست تأسیس دبیرستان درگرمی می گوید:
تا سال ۱۳۴۰ شهرگرمی فاقد دبیرستان بود و دانش آموزان فقط تا مقطع ششم ابتدایی تحصیل می کردند ، در یکی از روزها که با پدر و مادرم جهت زیارت مرقدمطهر حضرت امام رضا(ع) عازم مشهد بودیم در تهران پیاده شدیم و به شورای عشایر در کاخ مرمر مراجعه کردم ، تیمسار علی محمدآیرملو رئیس شورای عشایر و رستم امیر بختیاری هم رئیس تشریفات بودند ، افسران و محافظان ساختمان عشایر، از من پرسید چه درخواستی دارید؟

sakhte madrese germi

گفتم برای حل مشکل و کارهای خودم به این جا نیامده ام ، برای کار مردم به این جا آمده ام و نامه درخواستی خود را به امیربختیاری دادم و گفتم اگر عنایت فرمایید کلاس های هفتم ، هشتم و نهم در بخش گرمی دایر نمایید.در نامه درخواستی که تنظیم کرده بودم ، بلافاصله به وزارت فرهنگ دستور دادند تا برای تأسیس و تشکیل کلاس های هفتم ، هشتم ، نهم در بخش گرمی اقدام کنند و نامه دستوری را به وزارت فرهنگ بردم و از وزارت فرهنگ هم به اداره فرهنگ اردبیل دستور دادند جهت تشکیل و تأسیس کلاس های مزبور اقدام نمایند و از اردبیل هم به بخش گرمی دستور دادند تا هرچه سریع تر به تأسیس و تشکیل این مقطع تحصیلی اقدامات مقتضی را انجام بدهند ولی باتوجه به این که ۷۵ روز از آغاز سال تحصیلی گذشته بود ، از وزارت فرهنگ نامه ای به من ارسال شد.

جناب آقای شمس الدین محمدی چون تعداد دانش آموزان کلاس سوم متوسطه به حدنصاب نرسید، این کلاس ها فعلاًمقدورنیست و به سال بعد(۱۳۴۱)موکول می شود.

او درمورداحداث راه گرمی – اردبیل هم می گوید:
در یکی از روزهای سال ۱۳۴۱ محمدرضاشاه جهت بازدید به اردبیل آمده بود ، نمایندگان عشایر را هم دعوت کرده بودند ، من هم نماینده کشاورزان دشت مغان بودم ، درخواستی از طرف مردم منطقه نوشته بودم تا تقاضای خود را به شاه برسانم. ولی به علت شلوغ بودن اطراف شاه،نتوانستم درخواست را به شاه بدهم.اطلاع یافتم شاه به طرف نمین درحال حرکت هست ، با اسب خود که با آن به اردبیل آمده بودم ، با سرعت خود را به اتومبیل حامل شاه رساندم و با اسب جلو ماشین شاه ایستادم ، محافظان شاه مانع من شدند ، ولی شاه اشاره کرد کاری نداشته باشید ، جلو رفتم و از اسب پیاده شدم و داخل اتومبیل او شدم ، چندتا مدال برسینه خود نصب کرده بودم ، شاه با دیدن این مدال ها ، از من پرسید : شما از کدام عشایر هستید؟
گفتم ما همان عشایر هستیم که در دوران متجاسرین و غائله آذربایجان در کوه های گیلان و سبلان مبارزه و جنگ کردیم متجاسرین را از ایران بیرون کردیم ، ولی دولت به ما توجه نمی کند نه راه داریم ، نه بیمارستان ، نه مدرسه ، نه تلفن ، نه آب ، هیچ چیز نداریم.

شاه وقتی حرف های من را شنید یادش آمد مدال هایی که برسینه ام زده ام همان مدال هایی است که خودش به حاج بالااوغلان و حاج خان اوغلان محمدی پس از سرکوب متجاسرین و خائنین آذربایجان اهدا نموده بود ، شاه از من پرسید این چیزهایی که می گویی، درخواستی تنظیم کرده ای؟

گفتم بلی، بعد نامه را به شاه دادم و از ماشین پیاده شدم ، به نمین رفتم و آن جا ناهار خوردم و به اردبیل بازگشتم که پس از چهارساعت به یکی از گاراژها رفتم و آن جا نشسته بودم که چند نفر از مأمورین سازمان امنیت وارد شدند وگفتند باید با ما به سازمان امنیت بیایی.وقتی به سازمان امنیت رفتیم، رئیس سازمان از من پرسید؟ شما ایجاد و احداث کدام مسیر و راه را از شاه خواسته ای؟ گفتم همان مسیر و راهی که عشایر و شاهسون ها و اهالی دشت مغان هنگام کوچ به اردبیل و گرمی رفت و آمد می کنند،گفت می توانی نقشه این مسیر را در روی کاغذ بکشی؟
گفتم من عشایر و شاهسون هستم نمی دانم ، بعد خودش با خودنویس روی کاغذ چند دایره کشید و بر روی هرنقطه نوشت: اردبیل ،گرمی ، بیله سوار. از مسیرهایی که الان از لنگان به طرف گرمی – اردبیل ، رضی و سامیان و از گرمی هم به طرف اینجرلو تا بیله سوار رفت وآمد جریان است ، بر روی نقطه ها نوشتم و بعد به من گفت که به شما نوید می دهم،شاه بعد از حضور در آستارا هئیت وزیران تشکیل داده ، درخواست شما تصویب شده است.
و در تاریخ  ۲۶ شهریورماه ۱۳۴۱،از وزارت راه نامه ای به من رسید و متن نامه بدین شرح بود:
«شمس الدین محمدی مستند به گزارش اداره راه استان آذربایجان شرقی،اداره راه مذکور مبلغ ۱۴میلیون ریال برای تعمیر و مرمت راه گرمی-اردبیل هزینه برآوردشده است و تا چند روز آینده این راه احداث خواهد شد».

name  jade germi

 

حاج شمس الدین محمدی در دوره های ۲۳ و ۲۴ از منطقه دشت مغان کاندیدای مجلس شد، در دوره ۲۳ با آقای نجفقلی پسیان و در دوره ۲۴ با مجید اسدی رقابت نمود،ولی با کمی فاصله از راهیابی به مجلس بازماند.

۲۱۱۲۲

البته حاج شمس الدین محمدی بانی و مؤسس مدرسه در روستای کلاسر بالیشدی و روستای جهانخانملو و چند مدرسه در روستاهای هم جوارهم بوده اند و همچنین دو هکتار زمین به مسجد روستای اینی وقف کرده است .

وی از جمله ی افرادطایفه کلاسراست که همه جا از اویاد می شود اوهم چنین از دوستداران و محبین اهل بیت (ع) است و در مراسمات عزاداری سیدالشهدا حضرت امام حسین(ع) در ماه محرم و مخصوصاً در روزتاسوعا و عاشورا به سوگواری و تشکیل دسته جات عزاداری می پردازند و در واقع می توان گفت وی از متولیان و بانیان دسته عزاداری در روستای اینی است.

او پنجاه سال است که نماینده کشاورزان در شهر گرمی است و مشکلات کشاورزان و زارعین و روستاییان را به مسئولان و مقامات می رساند.
حاج شمس الدین محمدی هم اکنون در روستای کلاسر به کشاورزی و دامداری مشغول هستند.اواز چهره های شاخص و معروف و مشهور طایفه کلاسر هستند.

منبع : کتاب کلاسر نگین ایل شاهسون و مصاحبه با حاج شمس الدین محمدی کلاسرلو